
آیا خزانههای رمزارز تحت قوانین سازمان بورس آمریکا قرار میگیرند؟
کمیسیونر هیستر پیرس هشدار داد خزانههای رمزارز و وامدهی زنجیرهای بسته به ساختار مدیریت ممکن است مشمول قوانین اوراق بهادار شوند و بلاکچین آنها را از نظارت خارج نمیکند.

کمیسیونر هیستر پیرس هشدار داد خزانههای رمزارز و وامدهی زنجیرهای بسته به ساختار مدیریت ممکن است مشمول قوانین اوراق بهادار شوند و بلاکچین آنها را از نظارت خارج نمیکند.
موضع تازه کمیسیونر هیستر پیرس در کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) بار دیگر خطوط نظارتی پیرامون محصولات مالی مبتنی بر بلاکچین را با ابهام جدی روبهرو کرده است. اظهارنظر او در تاریخ ۲۲ ژوئیه نشان میدهد که حتی خزانههای رمزارز و استراتژیهای وامدهی زنجیرهای نیز میتوانند مشمول قوانین فدرال اوراق بهادار شوند. این هشدار در شرایطی مطرح میشود که صنعت کریپتو امیدوار بود حریم جدید SEC رویکردی منعطفتر نسبت به داراییهای دیجیتال داشته باشد، اما پیرس تأکید کرده که انتقال فعالیتهای مالی به بلاکچین، بار حقوقی ذاتی آنها را از میان نمیبرد.
مطالعه اخبار بلاکچین در بلاکچین نیوزپیپر
پیشنهاد مطالعه : چرا بانکهای بزرگ آمریکا به دنبال شکایت علیه مجوزهای رمزارزی هستند؟
جدول محتوا [نمایش]
پیرس در بیانیه خود تصریح کرد که فعالان بازار نباید فناوری بلاکچین را سپری در برابر قوانین موجود تلقی کنند. او از توسعهدهندگان و اپراتورها خواست تا محصولات خود را دقیق بررسی کنند، نه اینکه صرفاً به دلیل غیرمتمرکز بودن، خود را خارج از حیطه نظارتی SEC بدانند. این اظهارات در ادامه موضع قبلی او در سال ۲۰۲۵ مطرح میشود که بر اساس آن، توکنهای اوراق بهادار همچنان مشمول قوانین مربوطه هستند. اکنون او همین اصل را در مورد خزانههای رمزارز و ابزارهای وامدهی زنجیرهای به کار گرفته است.
خزانههای رمزارز به کاربران امکان میدهند داراییهای خود را در قراردادهای هوشمند سپردهگذاری کنند. این قراردادها معمولاً وجوه را به سمت فعالیتهای درآمدزا مانند استیکینگ یا وامدهی هدایت میکنند. با این حال، پیرس تأکید کرده که نحوه ساختاردهی این محصولات اهمیت بسیاری دارد. برخی از خزانهها قوانین ثابت و از پیش تعیینشدهای دارند که در کد نوشته شده است. در مقابل، نمونههای دیگری به مدیران یا متولیان این اختیار را میدهند که استراتژیها را انتخاب کرده و داراییها را جابهجا کنند. دقیقاً همین تفاوت ظریف میتواند مرز ورود به قلمرو قوانین اوراق بهادار را تعیین کند.
به باور کمیسیونر، زمانی که کاربران وجوه خود را در یک بنگاه مشترک سرمایهگذاری میکنند و انتظار سود حاصل از تلاش مدیریتی اشخاص ثالث را دارند، آن ساختار ممکن است یک قرارداد سرمایهگذاری تلقی شود. این ویژگی که در آزمون کلاسیک «هاوی» (Howey Test) ریشه دارد، میتواند مستقیماً خزانههای تحت مدیریت فعال را در دایره شمول قوانین اوراق بهادار قرار دهد. همچنین اگر خود خزانه اقدام به خرید و نگهداری اوراق بهادار کند، ممکن است مشمول مقررات شرکتهای سرمایهگذاری نیز شود.
هشدار پیرس منحصر به خزانهها نبوده و اپراتورهای پلتفرمهای وامدهی زنجیرهای را نیز در بر میگیرد. این سامانهها به کاربران اجازه میدهند داراییهای خود را سپردهگذاری کنند و وامگیرندگان در ازای کارمزد یا بهره از آنها استفاده کنند. اما نرخهای بهره، داراییهای پشتیبان، نسبت وام به ارزش و شرایط انحلال معمولاً توسط اپراتورها تعیین میشود. همین تصمیمگیریها میتواند قوانین اوراق بهادار را فعال کند، حتی اگر داراییهای پایه وام، خود اوراق بهادار نباشند. پیرس خاطرنشان کرده که برخی وامهای زنجیرهای ممکن است ویژگیهای اسناد قرضهای را داشته باشند که واجد شرایط قانونی شناخته شوند. این ارزیابی به انگیزه طرفین، نحوه توزیع و سایر عوامل وابسته است.
علاوه بر این، افرادی که خزانهها یا استراتژیهای وامدهی را مدیریت میکنند، باید قوانین مشاوران سرمایهگذاری را نیز مد نظر قرار دهند. SEC هر محصول را بر اساس واقعیتها و شرایط خاص آن بررسی خواهد کرد، اما تاکید دارد که این ارزیابی در چارچوب اختیاراتی است که کنگره به این نهاد اعطا کرده است. به عبارت دیگر، قرار نیست اختیارات جدیدی برای ممنوعیت خلق شود، بلکه محصولات موجود بر اساس قوانین جاری سنجیده خواهند شد.
در همین حال، گروههای انتقال اوراق بهادار در ۲۲ ژوئیه از SEC خواستهاند تا به نفع سهام توکنشده پشتوانهدار ناشر موضع بگیرد و خطوط روشنتری برای محصولات شخص ثالث که حقوق مالکیت مستقیم ارائه نمیدهند، ترسیم کند. این در حالی است که پیرس در یادداشت خود به صراحت از ممنوعیت خزانهها یا وامدهی زنجیرهای خودداری کرده است. او در عوض از توسعهدهندگان و اپراتورها دعوت کرده تا در صورت تردید در مورد شمول قوانین، با SEC تماس بگیرند. همچنین از صنعت خواسته تا پیشنهادهایی برای اصلاح مقرراتی که مانع فناوریهای جدید میشوند، ارائه دهد.
این اظهارات در بستر تلاش قانونگذاران برای تصویب قانون CLARITY شکل میگیرد که هدف آن تفکیک وظایف SEC و کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) در بازار داراییهای دیجیتال است. پیرس که از ژانویه ۲۰۲۵ ریاست کارگروه رمزارز SEC را بر عهده داشته، قصد دارد در نوامبر از این نهاد خارج شود. بیانیه او اگرچه راه را برای خزانهها و استراتژیهای وامدهی خارج از حوزه SEC باز میگذارد، اما تأکید میکند که صرف بلاکچین بودن، وظایف قانونی اوراق بهادار را از میان نمیبرد.
پیرس در بیانیه خود به صراحت این تصور نادرست را هدف قرار داده که صرفاً قرار گرفتن یک فعالیت مالی روی بستر بلاکچین میتواند آن را از شمول قوانین خارج کند. او این طرز فکر را نوعی اشتباه محاسباتی میداند که میتواند عواقب جدی برای فعالان صنعت به همراه داشته باشد. کمیسیونر با لحنی صریح هشدار داده که بازار نباید تفسیرهای موسع از قوانین را جایگزین الزامات قانونی موجود کند. تأکید او بر این نکته است که فناوری بلاکچین، هر چند نوآورانه، توانایی تغییر ماهیت حقوقی یک فعالیت مالی را ندارد. به عبارت دیگر، اگر یک فرآیند مالی پیش از انتقال به زنجیره، مشمول قوانین اوراق بهادار بوده، پس از آن نیز همچنان در همین چارچوب باقی میماند.
کمیسیونر از توسعهدهندگان و اپراتورها خواسته به جای فرض گرفتن مصونیت قانونی، نحوه کارکرد واقعی محصولات خود را به دقت واکاوی کنند. این فراخوان به معنای تغییر رویکرد از نگاه سطحی به فناوری به سمت تحلیل بنیادین ساختار مالی و روابط حقوقی است. پیرس تأکید کرده صرف غیرمتمرکز بودن یک پلتفرم یا استفاده از قراردادهای هوشمند، دلیلی بر خروج آن از حوزه نظارت SEC نیست. او از فعالان بازار خواسته تا با واقعبینی بیشتری به ارزیابی محصولات خود بپردازند و در صورت وجود ابهام، مستقیماً با این نهاد تماس بگیرند. این دعوت به همکاری، نشاندهنده تمایل SEC برای ارائه راهنمایی پیشگیرانه به جای برخوردهای تنبیهی دیرهنگام است.
یکی از محورهای کلیدی هشدار پیرس، تمایز میان ساختارهای کاملاً خودکار و ساختارهایی است که در آنها مدیریت انسانی نقش دارد. خزانههایی که بر اساس قوانین ثابت و از پیش تعیین شده در کد عمل میکنند، ممکن است با نمونههایی که مدیران آنها اختیار جابهجایی داراییها و انتخاب استراتژی را دارند، تفاوت حقوقی داشته باشند. پیرس اشاره کرده که دخالت افراد در فرآیند تصمیمگیری و مدیریت سرمایه، میتواند محصول را به یک بنگاه مشترک سرمایهگذاری تبدیل کند. این یک هشدار مهم برای تیمهایی است که استراتژیهای yield farming یا وامدهی را طراحی میکنند، زیرا ممکن است به طور ناخواسته در مقام مدیر سرمایهگذاری شناخته شوند. بنابراین، تفاوت میان یک قرارداد هوشمند ساده و یک نهاد سرمایهگذاری مدیریتشده، نقطه کانونی ارزیابی SEC خواهد بود.
هشدار پیرس به طور خاص متوجه افرادی است که خزانهها یا استراتژیهای وامدهی را مدیریت میکنند. این افراد ممکن است علاوه بر رعایت قوانین مربوط به اوراق بهادار، مشمول مقررات مشاوران سرمایهگذاری نیز شوند. این بدان معناست که هرگونه توصیه، انتخاب استراتژی یا مدیریت دارایی کاربران میتواند مسئولیتهای قانونی جدیدی ایجاد کند. کمیسیونر بر این نکته تأکید کرده که SEC قصد ندارد اختیارات جدیدی برای ممنوعیت خلق کند، بلکه محصولات موجود را با دقت در چارچوب قوانین جاری مورد سنجش قرار خواهد داد. رویکرد موردی و بر اساس واقعیتهای هر محصول، از سوی SEC برنامهریزی شده است، اما این به معنای سهلگیری نیست.
اظهارات پیرس در ادامه تلاشهای SEC برای شفافسازی وضعیت داراییهای دیجیتال مطرح میشود. او با رد این تصور که رویکرد جدید کمیسیون به معنای خروج تمام محصولات کریپتو از حوزه نظارت است، مسیر همکاری را پیشنهاد کرده. این بیانیه، ضمن هشدار به فعالان متخلف، فضایی برای گفتگو و اصلاح مقررات باقی میگذارد. توسعهدهندگان و اپراتورها تشویق شدهاند تا پیشنهادهایی برای تغییر قوانین بازدارنده ارائه دهند. در نهایت، پیام اصلی پیرس این است که نوآوری فنی هرگز مجوزی برای نادیده گرفتن قوانین وضعشده نخواهد بود و مسئولیت تطبیق با چارچوبهای حقوقی بر عهده فعالان صنعت است.
تمایز میان انواع خزانههای رمزارز از منظر حقوقی، یکی از محورهای اصلی هشدار کمیسیونر پیرس است که در بیانیه اخیر او با دقت بیشتری ترسیم شده. او با اشاره به مثالهای عینی، نشان داده که نحوه مدیریت و ساختاردهی یک خزانه، تعیینکننده شمول یا عدم شمول آن در قوانین اوراق بهادار است. این تحلیل فراتر از یک هشدار ساده، چارچوبی برای تشخیص موقعیت حقوقی محصولات ارائه میدهد که میتواند راهنمای عمل توسعهدهندگان باشد. نکته کلیدی آن است که خزانهها را نمیتوان به صورت یکسان در نظر گرفت و هر یک بسته به طراحی، ممکن است در یکی از چندین دسته نظارتی جای بگیرند.
پیرس در بیانیه خود به طور ضمنی به این نکته اشاره کرده که برخی خزانهها از نظر ساختاری به صندوقهای سرمایهگذاری قابل مقایسه هستند. خزانههایی که دارایی کاربران را جمعآوری کرده و آن را به صورت یکپارچه در استراتژیهای مختلف سرمایهگذاری میکنند، ممکن است دقیقاً مشابه یک صندوق سرمایهگذاری مشترک عمل کنند. اگر این خزانهها اوراق بهادار خریداری کنند یا داراییهای دیجیتالی که خود اوراق بهادار محسوب میشوند را در پرتفوی خود نگه دارند، احتمالاً مشمول مقررات شرکتهای سرمایهگذاری خواهند شد. این بدان معناست که اپراتور این خزانه ممکن است نیاز به ثبت نزد SEC و رعایت الزامات گزارشدهی و شفافیت داشته باشد. تفاوت اساسی با خزانههای غیرفعال در همین نقطه شکل میگیرد؛ جایی که تصمیمگیری مدیریتی و انتخاب داراییها، محصول را به یک نهاد سرمایهگذاری تبدیل میکند.
کمیسیونر تمایز ظریف دیگری را نیز مطرح کرده که میان دو نوع صندوق سرمایهگذاری سنتی قابل تطبیق است. برخی خزانهها ممکن است مانند «صندوقهای سرمایهگذاری واحد» (UIT) عمل کنند که دارای پرتفوی تقریباً ثابت و از پیش تعیینشده هستند. در این نوع خزانه، پس از راهاندازی، مدیران اختیار چندانی برای تغییر ترکیب داراییها ندارند و سرمایهگذاران میدانند دقیقاً چه چیزی خریداری میکنند. در مقابل، خزانههایی که به مدیران خود اجازه میدهند تا استراتژیها را تغییر دهند، داراییها را جابهجا کنند یا افراد جدیدی را برای مدیریت انتخاب کنند، بیشتر به یک «شرکت سرمایهگذاری با مدیریت فعال» شباهت دارند. این تفاوت نه تنها بر نوع مقرراتی که اعمال میشود تأثیر میگذارد، بلکه بر سطح مسئولیت مدیران نیز اثر دارد. خزانههای با مدیریت فعال نیازمند رعایت استانداردهای سختگیرانهتری در زمینه افشا و گزارشدهی هستند.
سومین دستهای که پیرس به آن اشاره دارد، ساختار «حسابهای مدیریتشده مجزا» (Separately Managed Accounts) است. در این مدل، هر کاربر دارایی خود را به صورت جداگانه نگهداری میکند و مدیر بر اساس توافق با هر سرمایهگذار، استراتژی خاصی را دنبال میکند. اگر یک خزانه به گونهای طراحی شود که دارایی کاربران را در قراردادهای هوشمند مجزا نگه دارد و هر کاربر بتواند استراتژی یا پارامترهای شخصی خود را تعیین کند، ممکن است از شمول قوانین شرکتهای سرمایهگذاری خارج شود. با این حال، خود مدیر همچنان ممکن است مشمول قوانین مشاوران سرمایهگذاری باشد. این تمایز نشان میدهد که SEC قصد ندارد همه خزانهها را با یک چوب براند، بلکه ساختار دقیق هر محصول را بررسی خواهد کرد. اپراتورها باید با دقت تعیین کنند که محصولشان در کدام یک از این قالبها قرار میگیرد تا از مسئولیتهای قانونی غیرمنتظره جلوگیری کنند.
هشدار کمیسیونر پیرس در مورد پلتفرمهای وامدهی زنجیرهای، ابعاد تازهای از نظارت بر امور مالی غیرمتمرکز را آشکار میکند که فراتر از خزانهها و ساختارهای سرمایهگذاری جمعی است. او در بیانیه خود به صراحت اعلام کرده که صرفاً وام دادن داراییهای دیجیتال در بستر بلاکچین، به معنای خروج این فعالیت از حوزه قوانین اوراق بهادار نیست. نکته کلیدی در این تحلیل، نقش محوری اپراتورها در تعیین پارامترهای عملیاتی وامهاست. نرخهای بهره، انتخاب داراییهای پشتیبان، نسبت وام به ارزش و حتی شرایط انحلال وثیقه، همگی تصمیماتی هستند که معمولاً توسط تیم پشت پروژه اتخاذ میشوند و همین مسئله میتواند مرز میان یک قرارداد ساده و یک قرارداد سرمایهگذاری مشمول قانون را تعیین کند.
پیرس تأکید کرده که وجود یک قرارداد هوشمند یا ساختار غیرمتمرکز، به خودی خود نمیتواند پلتفرم وامدهی را از ارزیابی قانونی معاف کند. زمانی که اپراتورها اختیار تعیین نرخها، انتخاب داراییهای قابل وامدهی یا تصمیمگیری در مورد زمان انحلال وثیقه را دارند، در واقع در حال مدیریت یک بنگاه مالی هستند. این تصمیمات مدیریتی، انتظار سود را برای تأمینکنندگان سرمایه ایجاد میکند و آنها را به سمت سرمایهگذاری در یک بنگاه مشترک سوق میدهد. در چنین شرایطی، حتی اگر داراییهای پایه وام (مانند اتر یا استیبلکوینها) خود اوراق بهادار نباشند، ساختار وامدهی میتواند تحت شمول قوانین فدرال قرار گیرد. این هشدار به طور خاص متوجه پروژههایی است که با وعده بازدهی ثابت یا متغیر، کاربران را به سپردهگذاری دارایی تشویق میکنند، اما در پشت صحنه تمام پارامترهای ریسک و بازده را به صورت متمرکز مدیریت مینمایند.
یکی از ظریفترین نکات بیانیه پیرس، اشاره به این موضوع است که برخی وامهای زنجیرهای ممکن است ویژگیهای اسناد قرضه (Notes) را داشته باشند که خود به عنوان اوراق بهادار شناخته میشوند. این ارزیابی به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله انگیزه طرفین از انجام معامله، نحوه عرضه و توزیع وامها و انتظار بازپرداخت با بهره. برای مثال، اگر یک پلتفرم وامدهی به صورت گسترده از کاربران دعوت کند تا دارایی خود را با وعده پرداخت سود ثابت سپردهگذاری کنند، این ابزار ممکن است دقیقاً مشابه یک سند قرضه عمل کند. پیرس هشدار داده که صرفاً زنجیرهای بودن این فرآیند، آن را از دستهبندی قانونی خارج نمیکند و SEC بر اساس ماهیت اقتصادی و حقوقی هر محصول، نه فناوری زیربنایی آن، تصمیمگیری خواهد کرد. این رویکرد میتواند بسیاری از پروتکلهای وامدهی را که خود را صرفاً واسطههای فنی میدانند، با مسئولیتهای قانونی غیرمنتظره مواجه کند.
بیانیه پیرس ابعاد هشدار خود را به حوزه مدیریت سرمایهگذاری نیز گسترش داده است. افرادی که استراتژیهای وامدهی زنجیرهای را مدیریت میکنند یا به کاربران در انتخاب بهترین گزینههای وام و سپرده مشاوره میدهند، ممکن است مشمول قوانین مشاوران سرمایهگذاری شوند. این بدان معناست که آنها باید به عنوان نماینده مالی کاربران ثبتنام کرده و استانداردهای امانتداری را رعایت کنند. توصیه به یک استراتژی خاص وامدهی، انتخاب استخر نقدینگی یا حتی پیشنهاد یک پلتفرم خاص برای سرمایهگذاری، میتواند تحت این دستهبندی قرار گیرد. پیرس با این هشدار، عملاً به فعالان صنعت یادآوری کرده که نوآوری در بستر بلاکچین، مسئولیتهای قانونی سنتی را از میان نمیبرد. هرگونه فعالیتی که شامل مدیریت دارایی دیگران و انتظار سود از آن باشد، ممکن است نیازمند تطبیق با قوانین موجود باشد، حتی اگر از طریق قراردادهای هوشمند و در یک محیط غیرمتمرکز اجرا شود.
بیانیه اخیر کمیسیونر هیستر پیرس در SEC، مرزهای نظارتی پیرامون محصولات مالی مبتنی بر بلاکچین را با شفافیت بیشتری ترسیم کرده است. این اظهارنظر، چارچوبی را ارائه میدهد که در آن، نوآوری فنی به معنای خروج از حیطه قوانین موجود تلقی نمیشود. در طول مقاله، مشخص شد که خزانههای رمزارز و پلتفرمهای وامدهی زنجیرهای، بسته به ساختار مدیریتی و نحوه تعامل با سرمایه کاربران، میتوانند در دستههای متفاوت حقوقی قرار گیرند. نکته محوری این است که صرف استفاده از قراردادهای هوشمند یا ادعای غیرمتمرکز بودن، مصونیت قانونی ایجاد نمیکند. آنچه تعیینکننده است، ماهیت اقتصادی فعالیت و نقش مدیران در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری است. پیرس با رد این نگاه که رویکرد جدید SEC به معنای چشمپوشی از نظارت بر تمام محصولات کریپتو است، مسیری متفاوت را پیشنهاد کرده: همکاری مستقیم و پیشگیرانه فعالان صنعت با نهاد ناظر. این دعوت، فرصتی برای تطبیق ساختارهای نوآورانه با قوانین جاری است، نه تخفیف در مسئولیتهای قانونی. هشدار او در قالب یک «سقوط دردناک» برای کسانی که قوانین را به نفع خود تفسیر میکنند، نشاندهنده عزم SEC برای اعمال قوانین موجود بدون ایجاد موانع جدید است.
موضع کمیسیونر بر این اصل استوار است که انتقال یک فعالیت مالی به بستر بلاکچین، جوهره حقوقی آن را دگرگون نمیسازد. این دیدگاه، به صراحت این توهم را که فناوری دفتر کل توزیعشده میتواند سپری در برابر قوانین اوراق بهادار باشد، به چالش میکشد. تأکید بر این نکته است که توسعهدهندگان و اپراتورها باید به جای پناه بردن به مفاهیم انتزاعی غیرمتمرکز بودن، نحوه کارکرد واقعی محصول خود را از منظر حقوقی واکاوی کنند. هر اقدامی که شامل جمعآوری سرمایه از کاربران و مدیریت آن با هدف کسب سود باشد، میتواند تحت آزمونهای سنتی مانند قرارداد سرمایهگذاری قرار گیرد. بنابراین، مسئولیت تطبیق با چارچوبهای حقوقی بر عهده فعالان صنعت است و نه بر عهده SEC برای ارائه معافیتهای گسترده. بیانیه پیرس، فعالان را به بازنگری در فرضیات خود درباره مصونیت قانونی دعوت میکند.
یکی از دستاوردهای مهم این بیانیه، ترسیم خطوط تمایز میان انواع مختلف محصولات بر اساس درجه مدیریت انسان است. این تفاوتها، پیامدهای قانونی مستقیمی به همراه دارند:
محصولات کاملاً خودکار: خزانهها یا پروتکلهایی که با قوانین ثابت و از پیش تعیینشده در کد عمل میکنند و مداخله انسانی در مدیریت روزمره آنها حداقل است، ممکن است از برخی جنبههای نظارتی دور بمانند.
محصولات با مدیریت فعال: در مقابل، هرگاه تیم پروژه اختیار انتخاب استراتژی، جابهجایی داراییها یا تعیین پارامترهایی مانند نرخ بهره و نسبت وثیقه را داشته باشد، احتمال شمول قوانین مربوط به شرکتهای سرمایهگذاری یا مشاوران سرمایهگذاری افزایش مییابد.
ساختارهای ترکیبی: مدلهایی که در آن کاربران دارایی خود را در حسابهای مجزا نگهداری میکنند و هر یک استراتژی شخصی خود را دنبال میکنند، ممکن است در دسته جداگانهای قرار گیرند که همچنان مدیر آن مشمول قوانین مشاوران سرمایهگذاری است.
پیرس در بیانیه خود، از موضعی تنبیهی فاصله گرفته و رویکردی تعاملی را در دستور کار قرار داده است. توسعهدهندگان و اپراتورها به جای منتظر ماندن برای برخوردهای قانونی یا تفسیرهای موسع از قوانین، دعوت شدهاند تا در صورت ابهام، مستقیماً با SEC تماس بگیرند. این فراخوان، نشاندهنده تمایل نهاد ناظر برای ارائه راهنمایی پیشگیرانه و جلوگیری از نقض ناآگاهانه قوانین است. همچنین، از صنعت خواسته شده تا پیشنهادهایی برای اصلاح مقرراتی که با نوآوریهای فنی در تضاد هستند، ارائه دهد. این بدان معناست که SEC خود را صرفاً یک مجری قانون نمیبیند، بلکه به دنبال ایجاد یک دیالوگ سازنده برای شکلدهی به آینده مقررات است. در نهایت، پیام اصلی این بیانیه، دعوت به مسئولیتپذیری و همکاری است، نه اعلام جنگ با فناوری. آینده نظارت بر کریپتو در آمریکا، به جای تقابل، بر مبنای شفافیت، گفتگو و تطبیق هوشمندانه قوانین موجود با ظرفیتهای نوین بنا خواهد شد.