
هشدار بانک انگلستان: استیبلکوینها امنیت بازار خزانه را تهدید میکنند
با عبور حجم استیبلکوینها از ۳۰۰ میلیارد دلار، بانک انگلستان نسبت به تقویت دلار و افزایش ریسک در بازار اوراق خزانه هشدار داد.

با عبور حجم استیبلکوینها از ۳۰۰ میلیارد دلار، بانک انگلستان نسبت به تقویت دلار و افزایش ریسک در بازار اوراق خزانه هشدار داد.
ظرفیت استیبلکوینهای دلاری در سالهای اخیر چنان رشد کرده که حالا سیاستگذاران بانکهای مرکزی جهان را به فکر فرو برده است. رقمی نزدیک به سیصد میلیارد دلار، دیگر یک آزمایش کوچک در حاشیه بازار رمزارزها نیست؛ بلکه ابزاری است که میتواند معادلات قدرت پولی را در سطح بینالمللی تغییر دهد. اما این رشد سریع، پرسشی جدی پیش روی فعالان بازار و ناظران نهادی گذاشته است: آیا گسترش این توکنها به تقویت دلار کمک میکند یا برعکس، میتواند به عاملی برای بیثباتی در بزرگترین بازار بدهی جهان تبدیل شود؟
پیشنهاد مطالعه: لایحه ذخیره استراتژیک بیتکوین در مسیر رأی کمیته
جدول محتوا [نمایش]
ارتباط میان استیبلکوینهای دلاری و بازار اوراق خزانهداری آمریکا، موضوعی است که در سخنرانی اخیر کارولین ویلکینز، عضو خارجی کمیته سیاست مالی بانک انگلستان، مورد توجه قرار گرفت. این رابطه دوطرفه است؛ از یک سو، رشد عرضه استیبلکوینها به معنای افزایش تقاضا برای اوراق کوتاهمدت خزانهداری است و از سوی دیگر، هر موج سنگین بازخرید این توکنها میتواند فشار فروش را به بازار بدهی منتقل کند.
نکته جالب آنکه حدود ۹۸ درصد ارزش کل بازار استیبلکوینها به دلار آمریکا وابسته است. این تمرکز شدید، مزیت نخستبودن دلار دیجیتال را بهوضوح نشان میدهد؛ مزیتی که سایر ارزهای ملی هنوز نتوانستهاند آن را تکرار کنند. توکن یورویی سیرکل، با وجود رشد اخیرش به ۴۰۰ میلیون یورو، فاصله بسیار زیادی با مقیاس دلاری دارد و در واقع بازار استیبلکوینهای یورویی در مجموع به مرز ۶۵۰ میلیون یورو هم نمیرسد.
رشد چشمگیر عرضه استیبلکوینها از کمتر از پنج میلیارد دلار در آغاز ۲۰۲۰ به حدود سیصد میلیارد دلار در میانه ۲۰۲۶ رسیده است. این جهش، خرید اوراق خزانه توسط ناشران بزرگ را به سطحی رسانده که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. بر اساس دادههای ارائهشده در سخنرانی مذکور، تتر و سیرکل مجموعاً در پایان ۲۰۲۵ حدود ۱۵۰ میلیارد دلار اوراق خزانه داری کوتاهمدت در اختیار داشتند و خرید خالص آنها در طول آن سال به حدود ۳۳ میلیارد دلار رسیده بود؛ رقمی که در مقایسه با کل بازار اوراق بدهی آمریکا کوچک به نظر میرسد اما روند آن صعودی است.
ویلکینز در سخنرانی خود در دانشگاه کوئینز بلفاست به این نکته اشاره کرد که استیبلکوینهای دلاری میتوانند نقش بینالمللی دلار را از طریق تسهیل دسترسی به داراییهای مرتبط با این ارز و سیستمهای تسویه تقویت کنند. این یعنی افرادی که در کشورهایی با ارزهای بیثبات زندگی میکنند، تنها با یک گوشی موبایل و بدون نیاز به حساب بانکی در آمریکا، به یک دارایی دلاری دسترسی پیدا میکنند. چنین قابلیتی عملاً دلاریزهشدن اقتصادهای دیجیتال را سرعت میبخشد.
کانال مهم دیگر، تسویه مرزی است. نقلوانتقال استیبلکوینها بهصورت شبانهروزی انجام میشود و برخلاف شبکه بانکداری سنتی، نیاز به عبور از تمام واسطهها در مسیر ندارد. دادههای cited در این سخنرانی نشان میدهد که هزینه ارسال یک حواله دویست دلاری در سال ۲۰۲۴ بهطور میانگین ۶.۴ درصد از مبلغ حواله را در جهان مصرف میکرد و در مناطق جنوب صحرای آفریقا این رقم به حدود ۸.۵ درصد میرسید. طبیعی است که هر ابزاری بتواند این هزینه را کاهش دهد، مشتریان جدی پیدا کند.
البته نقدینگی اندک در برخی کانالهای پرداختی همچنان یک محدودیت جدی است؛ یعنی روان بودن کامل مبادلات در تمام مسیرها هنوز فراهم نشده است. این موضوع نشان میدهد که اگرچه حوزه استیبلکوینها بهسرعت در حال گسترش است، زیرساختهای عملیاتی آن هنوز در مراحل اولیه تکامل قرار دارد.
ساختار ذخایری که در دوره رشد استیبلکوینها پول را به سمت اوراق خزانه هدایت میکند، در شرایط بازخرید سنگین میتواند فشار فروش ایجاد کند. استیبلکوینها در ذات خود تعهداتی هستند که دارنده انتظار دارد در هر لحظه به ارزش اسمی به پول نقد تبدیل شوند. بازار این توکنها تقریباً بهصورت پیوسته فعال است؛ بنابراین ناشران ممکن است حتی خارج از ساعات کاری بازارهای سنتی مجبور شوند نقدینگی سریعی تأمین کنند.
ویلکینز درباره سناریوی وحشتناکی هشدار داد که در آن چند ناشر بزرگ بهطور همزمان اقدام به فروش اوراق خزانه کنند؛ عملیاتی که اگر بازار بدهی دولت آمریکا از قبل تحت فشار باشد، میتواند نوسانات بازدهی و مشکلات نقدینگی را تشدید کند. حتی آغاز این فشار الزاماً از داخل صنعت استیبلکوین نیست؛ نگرانی درباره تورم، بدهی عمومی یا اعتبار نهادی آمریکا میتواند تقاضا برای داراییهای دلاری را پیش از آنکه بازخرید توکنها به فروش اوراق اضافه شود، تضعیف کند.
تجربه مارس ۲۰۲۳ نمونه روشنی از این ریسک است. زمانی که سیلورگیت بانک سقوط کرد و نگرانیها درباره سپردههای سیرکل در بانک سیلیکون ولی بالا گرفت، یواسدیسی از قیمت یک دلار فاصله گرفت. سیرکل حدود ۳.۳ میلیارد دلار در آن بانک داشت و بهمحض انتشار این خبر، موج بازخرید آغاز شد تا اینکه دولت آمریکا پشتیبانی خود را از سپردههای بانک اعلام کرد و توکن به محدوده یک دلار بازگشت. این رویداد به خوبی نشان داد که پیوند میان اعتماد به ناشر، کیفیت ذخایر و پایداری قیمت استیبلکوین چقدر ظریف است.
قانون جنیوس که در ژوئیه ۲۰۲۵ در آمریکا به تصویب رسید، الزام کرده است که هر ناشر استیبلکوین پرداختی حداقل به اندازه کل توکنهای منتشرشده، ذخایر مجاز داشته باشد. این ذخایر میتواند شامل پول نقد، سپردههای بیمهشده، اوراق خزانه کوتاهمدت، قراردادهای بازخرید با پشتوانه اوراق خزانه و صندوقهای بازار پول واجد شرایط باشد. قانون همچنین حق اولویت دارندگان استیبلکوین را در صورت ورشکستگی ناشر تضمین کرده است.
اما هنوز اجرای این قانون کامل نشده و دفتر کنترل ارز آمریکا قصد دارد مقررات نهایی را تا نوامبر ۲۰۲۶ نهایی کند. طبق برنامه اعلامشده، تاریخ اجرای این مقررات میتواند به مارس ۲۰۲۷ موکول شود. در همین حال، ویلکینز به این نکته ظریف اشاره کرده که قوانین ذخایر مشخص میکنند ناشر چه مقدار دارایی باید نگه دارد، اما پاسخ قانعکنندهای به این پرسش نمیدهند که این داراییها با چه سرعتی در یک دوره فشار به پول نقد تبدیل میشوند.
جالب است که حتی اوراق خزانه آمریکا که امنترین دارایی جهان محسوب میشود، در مارس ۲۰۲۰ فشار نقدینگی شدیدی را تجربه کرد و مداخله فدرال رزرو برای مهار بحران ضروری شد. در همین زمینه، ویلکینز تأکید کرد که قانون جنیوس بر کفایت داراییها تمرکز دارد، اما معمای سرعت نقدشوندگی را حل نمیکند. پیشنهاد یک حساب محدود در فدرال رزرو برای شرکتهای پرداخت واجد شرایط مطرح شده که تسویه معمول را روانتر میکند، اما این حساب دسترسی به وام اضطراری فدرال رزرو را فراهم نمیکند؛ یعنی ناشران در هنگام بحران بازخرید، منبع نقدینگی از پیش تعیینشدهای در اختیار نخواهند داشت.
چارچوب بریتانیا برای استیبلکوینهای استرلینگ سیستمی، الزامات ذخیره و نقدینگی سختگیرانهتری نسبت به مقررات آمریکا دارد. این سیستم پس از طبقهبندی یک استیبلکوین به عنوان ابزار سیستمی اعمال میشود و شامل دسترسی به سیستم پرداخت، برنامههای پشتیبان نقدینگی و رویههای مشخص برای شکست ناشر است. برای ناشران فرامرزی نیز وجود نهاد حقوقی در بریتانیا و استقرار ترتیبات محافظتی کلیدی در داخل این کشور الزامی است. بانک انگلستان قصد دارد چارچوب نهایی خود را تا پایان ۲۰۲۶ تکمیل کند؛ این یعنی دو سیستم نظارتی بزرگ جهان با دو رویکرد متفاوت، همگام با رشد سریع این داراییها در حال شکلگیری هستند. در این میان، آزمایشهای بانک انگلستان با استیبلکوینها و پوند دیجیتال شبیهسازیشده، نشان میدهد که نهادهای سنتی نیز در حال بررسی کاربردهای عملی این فناوریها هستند.
رشد استیبلکوینها از مرز پنج میلیارد دلار در آغاز سال ۲۰۲۰ به حدود سیصد میلیارد دلار در میانه ۲۰۲۶، پرسش بنیادینی را مطرح میکند: چه عواملی باعث شده این ابزارهای دیجیتال با چنین سرعتی به یکی از ارکان بازار کریپتو تبدیل شوند؟ پاسخ را باید در همافزایی چندین نیروی همجهت جستوجو کرد؛ از نیاز به پناهگاهی امن در برابر تورم ارزهای ملی گرفته تا تقاضای فزاینده برای ابزارهای نقدینگی در معاملات زنجیرهای.
کانون اولیه رشد استیبلکوینها، خود بازار داراییهای دیجیتال بود. در صرافیهایی که دسترسی مستقیم به حسابهای بانکی ندارند، استیبلکوینها نقش پل نقدینگی را ایفا میکنند. معاملهگران برای ورود به موقعیتهای خرید بیتکوین یا فروش آن در برابر افت قیمت، به یک دارایی با ثبات اسمی نیاز دارند که در بستر بلاکچین قابل انتقال باشد. رشد حجم معاملات در بازارهای اسپات و فیوچرز، به طور طبیعی تقاضا برای تتر و یواسدیسی را بالا برد. این روند به ویژه در بازارهای نوظهور که نوسانات ارزهای محلی و محدودیتهای بانکی جدی است، شتاب بیشتری یافت. هرچند که این کاربرد هنوز سهم عمدهای از فعالیت استیبلکوینها را به خود اختصاص میدهد، اما روایت اصلی رشد به همین نقطه ختم نمیشود.
یکی از محرکهای کلیدی که توسط کارولین ویلکینز در سخنرانی خود برجسته شد، امکان تسویه مرزی با هزینه پایینتر است. شبکه بانکداری سنتی برای انتقال وجه بینالمللی به زنجیرهای از واسطهها متکی است که هر یک کارمزد دریافت کرده و زمان تسویه را افزایش میدهند. هزینه شش و چهار دهم درصدی برای یک حواله دویست دلاری در سطح جهان، و هشت و نیم درصدی در آفریقا، نشان از ناکارآمدی سیستم فعلی دارد. استیبلکوینها با حذف این واسطهها، مسیری مستقیم و شبانهروزی برای انتقال ارزش فراهم میکنند. این مزیت برای میلیونها کارگر مهاجری که بخش قابل توجهی از درآمد خود را به کشورشان ارسال میکنند، یک تغییر پارادایم محسوب میشود. همان طور که در تحلیل اخیر بانک انگلستان و منابع معتبر مانند اخبار ارزدیجیتال منعکس شده، این ویژگی میتواند دلار را به اعماق بازارهایی ببرد که تا پیش از این دسترسی به سیستم مالی سنتی نداشتند.
ویلکینز به صراحت از مزیت نخستبودن استیبلکوینهای دلاری سخن گفت. نزدیک به ۹۸ درصد از ارزش کل بازار این توکنها به دلار وابسته است. این تمرکز شدید، عملاً به معنای گسترش دامنه نفوذ دلار فراتر از مرزهای فیزیکی آمریکا و به درون اقتصاد دیجیتال است. برای ساکنان کشورهایی با واحد پول بیثبات، داشتن یک استیبلکوین دلاری روی گوشی موبایل، روشی سریع و کمهزینه برای حفظ ارزش داراییهایشان در برابر تورم است. این پدیده که از آن به دلاریشدن دیجیتال یاد میشود، اگرچه نفوذ پول آمریکا را افزایش میدهد، اما یک ریسک امنیتی ظریف نیز به همراه دارد: وابستگی شدید یک کشور به یک دارایی دیجیتال که تحت حاکمیت نهادی خارجی است. در صورت بروز تنشهای ژئوپلیتیک یا تغییر در قوانین ناشران، کاربران این بازارها ممکن است با محدودیتهای جدی مواجه شوند. این همان نگرانیای است که بانکهای مرکزی را به طراحی ارزهای دیجیتال ملی خود واداشته است.
مدل کسبوکار ناشران بزرگ خود یکی دیگر از محرکهای ساختاری این رشد است. تتر و سیرکل با سرمایهگذاری ذخایر خود در اوراق خزانه کوتاهمدت آمریکا و قراردادهای بازخرید، بازدهی قابل توجهی کسب میکنند. برای نمونه، سود عملیاتی تتر در سهماهه دوم ۲۰۲۶ حدود یک و نیم میلیارد دلار و بازدهی پرتفوی سیرکل در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۳.۸ درصد گزارش شده است. این سودآوری، یک چرخه بازخورد مثبت ایجاد کرده است: هرچه تقاضا برای استیبلکوینها بیشتر شود، ذخایر آنها افزایش یافته و آنها به خریداران بزرگتری در بازار اوراق قرضه تبدیل میشوند. این نه تنها فشار نزولی ملایمی بر بازدهی اوراق کوتاهمدت وارد میکند، بلکه انگیزه ناشران برای عرضه بیشتر توکن را تقویت میکند. با این حال، تحلیل بانک انگلستان هشدار میدهد که این پیوند محکم، در صورت وقوع بحران بازخرید، میتواند به کانالی برای انتقال فشار فروش به بازار بدهی تبدیل شود؛ سناریویی که یادآور بحران بدهی بریتانیا در سال ۲۰۲۲ است که در آن فروش اجباری اوراق، کاهش قیمت آنها را تشدید کرد. این بدان معناست که سیستم نظارتی نه تنها باید به کفایت داراییها، بلکه به سرعت نقدشوندگی آنها در شرایط بحرانی نیز توجه ویژه داشته باشد.
بررسی دقیقتر این رابطه دوطرفه نشان میدهد که نه تنها ناشران بزرگ به خریداران قابل توجهی در بازار اوراق کوتاهمدت تبدیل شدهاند، بلکه ماهیت بازخرید آنی این توکنها میتواند به یک کانال انتقال بحران تبدیل شود. سودآوری بالای تتر و سیرکل از محل ذخایر اوراق خزانه، انگیزه آنها برای حفظ و افزایش این ذخایر را تقویت میکند، اما در عین حال، وابستگی آنها به نقدشوندگی این بازار را نیز افزایش داده است. اینجاست که پرسش اصلی مطرح میشود: آیا این پیوند، اکوسیستم کریپتو را به شوکهای بازار بدهی سنتی آسیبپذیرتر میکند یا بالعکس؟
نکته کلیدی که در تحلیل ویلکینز برجسته شده، تفاوت میان کفایت دارایی و نقدشوندگی سریع است. ناشران استیبلکوین موظفند ذخایری معادل توکنهای منتشرشده نگه دارند، اما الزامی برای نقد کردن آنی این داراییها در ساعات غیراداری بازارهای سنتی وجود ندارد. از آنجایی که بازار توکنها به صورت شبانهروزی فعال است، یک موج ناگهانی بازخرید میتواند ناشر را مجبور به فروش حجم زیادی اوراق در زمانی کند که بازار بدهی باز نیست یا عمق لازم را ندارد. این عدم تطابق زمانی، هسته اصلی ریسکی است که بانک انگلستان بر آن انگشت گذاشته است؛ ریسکی که در صورت همزمانی با یک بحران اعتماد گستردهتر، میتواند به سرعت به بازار خزانهداری سرایت کند.
اتفاق مارس ۲۰۲۳ برای یواسدیسی سیرکل، یک نمونه عملی از این نوع فشار بود، اما در مقیاسی کوچکتر و با منشأی متفاوت. در آن رویداد، منبع بیاعتمادی نه خود استیبلکوین، بلکه بانک سپردهگیرنده بود. با این حال، نتیجه یکی بود: بازخرید سنگین و انحراف از قیمت اسمی. اگر چنین سناریویی در مقیاس بزرگتر و با چند ناشر همزمان رخ دهد، فروش اوراق خزانه توسط آنها میتواند بازدهی را افزایش داده و قیمت اوراق را کاهش دهد. این مکانیسم، مشابه همان چیزی است که در بحران بدهی بریتانیا در سال ۲۰۲۲ رخ داد و بانک مرکزی را مجبور به مداخله کرد. تفاوت اصلی اینجاست که مبدأ شوک در این سناریو، یک بازار مالی کاملاً جدید و نسبتاً غیرمتمرکز یعنی بازار رمزارزهاست.
قانون جنیوس در آمریکا و چارچوب نظارتی بریتانیا، هر دو تلاش میکنند تا با الزام به ذخایر کافی، این ریسک را مدیریت کنند. اما ویلکینز به درستی اشاره میکند که این قوانین معمای «سرعت» را حل نمیکنند. پیشنهاد یک حساب محدود در فدرال رزرو برای تسویه روانتر، گرچه گامی رو به جلوست، اما دسترسی به وام اضطراری را فراهم نمیکند. بنابراین ناشران استیبلکوین در بحبوحه یک بحران نقدینگی، عملاً به تنهایی و بدون یک ضامن نهایی (lender of last resort) رها میشوند. این خلأ، مهمترین نقطه آسیب در ساختار فعلی است و میتواند پیوند عمیق آنها با بازار خزانهداری را به یک تهدید سیستمی تبدیل کند. برای پیگیری تحولات این حوزه و تأثیر مقررات آینده بر آن، میتوانید جدیدترین اخبار بلاکچین را دنبال کنید.
این پیوند عمیق، یک چالش اساسی برای اعتماد به کل اکوسیستم ایجاد میکند. از یک سو، هرگونه اختلال در بازار اوراق قرضه آمریکا، حتی اگر ریشهای کاملاً مستقل از کریپتو داشته باشد، میتواند از طریق مکانیسم بازخرید به بازار استیبلکوینها ضربه بزند. از سوی دیگر، یک بحران بزرگ در صنعت کریپتو و بازخرید گسترده استیبلکوینها، میتواند به عاملی برای بیثباتی در یک بازار مالی سنتی و حیاتی تبدیل شود. این وابستگی متقابل، مرزهای سنتی میان بازارهای مالی و دیجیتال را کمرنگ کرده و ضرورت طراحی مکانیسمهای نقدینگی اضطراری و شفافیت کامل در گزارشدهی ذخایر را بیش از پیش آشکار میسازد.
هشداری که کارولین ویلکینز در سخنرانی خود مطرح کرد، صرفاً به یک احتمال نظری محدود نمیشود؛ بلکه ریشه در سازوکار ذاتی بازار استیبلکوینها دارد. ناشران بزرگ برای تأمین نقدینگی مورد نیاز بازخریدهای ناگهانی، چارهای جز مراجعه به بازار اوراق خزانه ندارند. اما مسئله زمانی بحرانیتر میشود که چند ناشر به طور همزمان با موج بازخرید مواجه شوند. در چنین سناریویی، فروش حجم بالای اوراق توسط تتر و سیرکل میتواند بازدهی را افزایش داده و قیمت اوراق را کاهش دهد. این دقیقاً همان الگویی است که در بحران بدهی بریتانیا در سال ۲۰۲۲ مشاهده شد؛ جایی که فروش اجباری اوراق توسط صندوقهای بازنشستگی، افت قیمت را تشدید کرد و بانک مرکزی را مجبور به مداخله کرد.
برای درک ریسک بازخرید همزمان، باید به ماهیت شبانهروزی بازار استیبلکوینها توجه کرد. بر خلاف بازارهای سنتی که ساعات مشخصی دارند، معاملات توکنها در تمام ساعات شبانهروز انجام میشود. وقتی یک موج بازخرید در نیمهشب آغاز میشود، ناشر نمیتواند اوراق خود را در بازار بدهی که تعطیل است، نقد کند. این عدم تطابق زمانی، ناشر را مجبور به فروش داراییهای دیگر یا استفاده از خطوط اعتباری اضطراری میکند. اگر چند ناشر بزرگ همزمان در این وضعیت قرار گیرند، فشار بر بازار اوراق در ساعات اداری بعدی بسیار سنگین خواهد بود. ویلکینز دقیقاً به همین مکانیسم اشاره دارد: پیوندی که میان نقدینگی شبانهروزی توکنها و بازارهای سنتی با ساعات محدود ایجاد شده است.
مقایسهای که ویلکینز میان ریسک بازخرید استیبلکوینها و بحران بدهی بریتانیا انجام داد، یک هشدار جدی محسوب میشود. در آن بحران، فروش اجباری اوراق قرضه دولتی (گیلت) توسط صندوقهای سرمایهگذاری با اهرم بالا، منجر به یک چرخه معیوب شد: کاهش قیمت اوراق، فروش بیشتر را ضروری میکرد و این روند تا جایی ادامه یافت که بانک مرکزی مجبور به خرید اضطراری اوراق شد. در مورد استیبلکوینها، اگر نگرانی گستردهای درباره اعتبار یک ناشر یا کیفیت ذخایر آن ایجاد شود، بازخریدها میتوانند دقیقاً همان چرخه معیوب را ایجاد کنند. تفاوت اصلی این است که مبدأ شوک در اینجا یک بازار مالی غیرمتمرکز و نسبتاً جدید است که به سرعت میتواند به بزرگترین بازار بدهی جهان سرایت کند.
قانون جنیوس در آمریکا و چارچوب نظارتی بریتانیا، الزامات ذخیره را به خوبی تعریف کردهاند، اما معمای سرعت نقدشوندگی را حل نکردهاند. حتی اوراق خزانه آمریکا که امنترین دارایی جهان است، در مارس ۲۰۲۰ با بحران نقدینگی مواجه شد و فدرال رزرو مجبور به خرید گسترده آنها شد. نکته قابل تأمل این است که حساب محدود پیشنهادی در فدرال رزرو برای ناشران، دسترسی به وام اضطراری را فراهم نمیکند. این یعنی در یک بحران بازخرید همزمان، ناشران استیبلکوین عملاً بدون یک ضامن نهایی رها میشوند. این خلأ نظارتی، مهمترین نقطه آسیب است و میتواند پیوند عمیق آنها با بازار خزانهداری را به یک تهدید سیستمی تبدیل کند. برای درک بهتر این خطرات و تحولات نظارتی، میتوانید آخرین اخبار کریپتو و بلاکچین را دنبال کنید. این ریسک نشان میدهد که صرف تمرکز بر کمیت ذخایر کافی نیست و مکانیسمهای نقدینگی اضطراری باید به بخشی جداییناپذیر از مقررات تبدیل شوند. در غیر این صورت، بزرگترین بازار بدهی جهان میتواند قربانی یک بحران اعتماد در یکی از جدیدترین ابزارهای مالی دیجیتال شود.
گسترش استیبلکوینهای دلاری تا آستانه سیصد میلیارد دلار، این ابزارهای دیجیتال را از یک کاربرد تخصصی در معاملات کریپتو به یک زیرساخت مالی مؤثر در دلاریشدن دیجیتال تبدیل کرده است. این جریان، از یک سو با افزایش تقاضا برای اوراق خزانه آمریکا، پیوندی تازه میان بازار داراییهای دیجیتال و قلب بازار بدهی جهان ایجاد کرده و از سوی دیگر، نگرانیها درباره نقدشوندگی را در سناریوهای بازخرید گسترده و تنشهای خارجی جدیتر ساخته است.
مرور مقررات جدید آمریکا و بریتانیا نشان میدهد که نهادهای پولی به این نتیجه رسیدهاند که بحث صرف بر کفایت ذخایر کافی نیست؛ سرعت تبدیل دارایی به نقدینگی در شرایط بحرانی، به همان اندازه اهمیت دارد. این ملاحظه، نقشی محوری در طراحی سازوکارهای نظارتی آینده ایفا خواهد کرد؛ بهویژه زمانی که کانالهای نقدینگی اضطراری، مانند حساب محدود فدرال رزرو، هنوز تکمیل نشدهاند.
بنابراین، چشمانداز پیش رو با عدم قطعیتهای مهمی همراه است. وابستگی متقابل میان بازار کریپتو و اوراق بدهی دولتی میتواند به یک شوک اعتباری در هر یک از این دو حوزه دامن بزند و مرزهای سنتی بین بازارهای مالی نوین و سنتی را بیش از پیش کمرنگ کند. با وجود این، نباید نقش نظارت هوشمندانه و توسعه زیرساختهای نقدینگی شفاف را در مهار این ریسکهای سیستمیک و هموار کردن مسیر بلوغ این صنعت نادیده گرفت.