
جنگ استیبلکوین USDH: مونپی، پکسوس و دیگران پیشنهاد استرایپ را به چالش میکشند
رقابت شدید شرکتهای بزرگ مانند مونپی، آگورا و پکسوس با استرایپ برای صدور استیبلکوین USDH هایپرلیکوئید. کدام پیشنهاد با پاداشهای اجتماعی و رویکرد جامعه-محور برنده خواهد شد؟
جدول محتوا [نمایش]
رقابت بر سر صدور استیبلکوین USDH
اکوسیستم هایپرلیکویید (Hyperliquid) با اعلام قصد خود برای ایجاد یک استیبلکوین بومی با نام USDH، به یکی از داغترین میدانهای رقابت در دنیای داراییهای دیجیتال تبدیل شده است. هدف این پروژه، راهاندازی یک استیبلکوین با پشتوانه دلار آمریکا است که کاملاً با اکوسیستم هایپرلیکویید همسو بوده، منطبق بر قوانین رگولاتوری باشد و در درجه اول منافع این پلتفرم را تأمین کند. این تصمیم، غولهای فینتک و پروژههای پیشرو در حوزه وب۳ را به ارائه پیشنهادهایی جذاب و رقابتی واداشته است که هرکدام رویکردی متفاوت برای صدور و مدیریت این دارایی دیجیتال ارائه میدهند. این رقابت تنها بر سر یک قرارداد تجاری نیست، بلکه نبردی استراتژیک بر سر معماری آینده مالی در اکوسیستمهای غیرمتمرکز است.
مطالعه اخبار ارزدیجیتال در بلاکچین نیوزپیپر
پیشنهاد مطالعه : تحلیل هفتگی بیت کوین: پیشبینی سقوط قیمت به زیر ۹۰ هزار دلار و ۵ نکته کلیدی
پیشنهاد اولیه استرایپ و ظهور نگرانیها از تضاد منافع
اولین پیشنهاد جدی برای صدور USDH توسط تیم Native Markets و با همکاری پردازنده پرداخت استیبلکوین شرکت استرایپ (Stripe) به نام Bridge ارائه شد. این پیشنهاد وعده میداد که بخش قابلتوجهی از درآمدهای حاصل از ذخایر استیبلکوین را به صندوق حمایتی هایپرلیکویید واریز کند، فرایند صدور (Mint) توکن را مستقیماً روی اکوسیستم هایپرلیکویید انجام دهد و کاملاً با چهارچوبهای نظارتی منطبق باشد. در نگاه اول، همکاری با نام بزرگی مانند استرایپ میتوانست اعتباری قابلتوجه برای USDH به ارمغان آورد.
با این حال، این پیشنهاد بهسرعت با واکنش منفی بخشی از جامعه کریپتو مواجه شد. نیک ون اک (Nick Van Eck)، همبنیانگذار و مدیرعامل شرکت آگورا (Agora)، یکی از منتقدان اصلی بود. او استدلال کرد که واگذاری کنترل یک استیبلکوین محوری به یک صادرکننده یکپارچه عمودی مانند استرایپ، که دارای تضاد منافع آشکار است، یک اشتباه استراتژیک است. ون اک به برنامه استرایپ برای راهاندازی بلاکچین اختصاصی خود به نام Tempo اشاره کرد و این نگرانی را مطرح نمود که استرایپ در آینده ممکن است فعالیتها و نقدینگی را به سمت اکوسیستم خود هدایت کند. علاوه بر این، او زیرساخت مالی و تجربه محصول Bridge را برای چنین پروژه مهمی ناکافی دانست و نسبت به استفاده از آن هشدار داد.
ائتلاف آگورا و مونپی: راهکاری مبتنی بر تخصص و همسویی
در مقابل پیشنهاد استرایپ، ائتلافی قدرتمند متشکل از شرکتهای کریپتویی شکل گرفت. آگورا با ارائه یک طرح جایگزین، به میدان آمد و بهسرعت حمایت شرکتهای دیگری مانند Rain و پردازنده پرداخت شناختهشده مونپی (MoonPay) را جلب کرد. کیث گراسمن (Keyth Grossman)، رئیس و عضو هیئتمدیره مونپی، با انتقاد شدید از پیشنهاد Native Markets، آن را تلاشی برای تصاحب پروژه (BS capture) خواند و تأکید کرد که USDH شایسته «مقیاسپذیری، اعتبار و همسویی» است که این ائتلاف، و نه استرایپ، میتواند آن را فراهم کند.
این ائتلاف متعهد شد که زیرساختهای پرداخت رگولهشده و تخصصی خود را برای پشتیبانی از این ابتکار فراهم آورد. این پیشنهاد توسط چهرههای برجسته صنعت، از جمله راب هادیک، شریک عمومی در شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر Dragonfly.xyz، به عنوان «بهترین و بیچونوچراترین» گزینه برای صدور USDH تحسین شد. تمرکز این گروه بر جلوگیری از تضاد منافع و ارائه یک راهکار تخصصی که منحصراً در خدمت اکوسیستم هایپرلیکویید باشد، نقطه قوت اصلی آن محسوب میشود.
پکسوس و فرکس: تمرکز کامل بر پاداشهای جامعهمحور
در کنار دو قطب اصلی این رقابت، دو پروژه برجسته دیگر با رویکردهایی کاملاً جامعهمحور وارد عرصه شدند. شرکت پکسوس (Paxos)، که یکی از صادرکنندگان معتبر استیبلکوین در جهان است، پیشنهادی ارائه داد که در آن درصدی از سود حاصل از بهره ذخایر USDH برای بازخرید (Buyback) توکن بومی هایپرلیکویید یعنی HYPE استفاده شود. این توکنهای بازخرید شده سپس بین کاربران، ولیدیتورها و پروتکلهای همکار توزیع خواهند شد. این مدل، یک چرخه ارزشآفرینی مستقیم برای تمام ذینفعان اکوسیستم ایجاد میکند.
از سوی دیگر، بلاکچین فرکس (Frax) پیشنهادی حتی رادیکالتر و جذابتر مطرح کرد. این پروژه متعهد شد که تمام درآمدهای حاصل از استیبلکوین USDH که با پشتوانه استیبلکوین خودش یعنی frxUSD صادر میشود را به جامعه هایپرلیکویید بازگرداند. در متن پیشنهاد آنها آمده است: «ما چیزی را پیشنهاد میدهیم که هیچکس دیگری با آن رقابت نخواهد کرد: همه چیز را به جامعه برگردانید.» این رویکرد حداکثری در توزیع پاداش، فرکس را به عنوان گزینهای کاملاً همسو با اصول بنیادین وب۳ و اقتصاد غیرمتمرکز معرفی میکند. این رقابت چندجانبه نشاندهنده رشد روزافزون اهمیت استیبلکوینها و تلاش پروژهها برای یافتن بهترین مدل حاکمیتی و اقتصادی است که هم منافع اکوسیستم را تأمین کند و هم از خطرات تمرکزگرایی و تضاد منافع در امان بماند.
پیشنهاد استرایپ و آغاز چالشها
در دنیای پویای ارزهای دیجیتال، رقابت برای ارائهٔ زیرساختهای کلیدی مانند استیبلکوینها همواره داغ و پرحاشیه است. اخیراً، پلتفرم هایپرلیکوئید (Hyperliquid) با اعلام قصد خود برای ایجاد یک استیبلکوین بومی با پشتوانه دلار آمریکا و با نماد USDH، فصل جدیدی از این رقابتها را رقم زد. هدف این پلتفرم، ایجاد یک استیبلکوین کاملاً منطبق با اکوسیستم هایپرلیکوئید، وفادار به اهداف آن و سازگار با قوانین نظارتی بود. این اعلامیه، توجه غولهای حوزهٔ فینتک و کریپتو را به خود جلب کرد و زمینهساز ارائهٔ پیشنهادهای گوناگون برای انتشار این دارایی دیجیتال شد. در این میان، اولین و یکی از جنجالیترین پیشنهادها توسط تیم «نیتیو مارکتس» (Native Markets) ارائه شد که در آن، از پردازشگر پرداخت استیبلکوین شرکت استرایپ (Stripe) با نام «بریج» (Bridge) بهعنوان صادرکنندهٔ USDH نام برده شده بود. این پیشنهاد در ظاهر جذاب به نظر میرسید، چرا که متعهد شده بود بخش قابلتوجهی از درآمدهای حاصل از ذخایر استیبلکوین را به خزانهٔ صندوق کمکی هایپرلیکوئید واریز کند، فرآیند مینت (ایجاد توکن) را مستقیماً روی اکوسیستم هایپرلیکوئید انجام دهد و کاملاً با چهارچوبهای رگولاتوری هماهنگ باشد. اما این پیشنهاد، بهجای اجماع، سرآغاز یک چالش بزرگ و شکلگیری جبهههای مخالف قدرتمند شد.
انتقادات جدی به استرایپ و شکلگیری ائتلاف رقبا
طولی نکشید که پیشنهاد مرتبط با استرایپ با مخالفتهای شدیدی از سوی بازیگران برجستهٔ صنعت کریپتو مواجه شد. نیک ون اک (Nick Van Eck)، همبنیانگذار و مدیرعامل شرکت آگورا (Agora)، یکی از اولین و صریحترین منتقدان بود. او با ارائهٔ یک پیشنهاد جایگزین، استدلال کرد که واگذاری کنترل استیبلکوین اصلی یک اکوسیستم به شرکتی مانند استرایپ، که یک صادرکنندهٔ یکپارچه با تضاد منافع آشکار است، اساساً با روح حاکم بر فضای وب ۳ در تضاد است. ون اک با لحنی هشدارآمیز پرسید: «اگر هایپرلیکوئید استیبلکوین نمادین خود را به استرایپ تسلیم کند، ما دقیقاً مشغول چه کاری هستیم؟» او مدعی شد که زیرساخت مالی و تجربهٔ محصولی «بریج» ناکافی است و به برنامههای آتی استرایپ برای راهاندازی بلاکچین اختصاصی خود به نام «تمپو» (Tempo) بهعنوان یک تضاد منافع بالقوه اشاره کرد. از نظر او، استرایپ بهطور طبیعی تلاش خواهد کرد تا فعالیتها را به سمت اکوسیستم خود هدایت کند که این امر میتواند به ضرر هایپرلیکوئید تمام شود.
این جبههٔ مخالف با پیوستن شرکت مونپی (MoonPay) قدرتمندتر شد. کیت گراسمن (Keyth Grossman)، رئیس و عضو هیئتمدیرهٔ مونپی، اعلام کرد که این پردازشگر پرداخت به پیشنهاد آگورا میپیوندد تا زیرساختهای پرداخت رگولهشده را برای این ابتکار فراهم کند. او نیز با لحنی تند از پیشنهاد نیتیو مارکتس انتقاد کرد و گفت: «USDH شایستهٔ مقیاسپذیری، اعتبار و همسویی است، نه اسارت توسط بازیگران سنتی. این ائتلاف (آگورا و مونپی) چنین ارزشی را ارائه میدهد، نه استرایپ.» این اتحاد نشان داد که بسیاری از فعالان کریپتو ترجیح میدهند کنترل زیرساختهای حیاتی در دست شرکتهای بومی و همسو با ارزشهای عدم تمرکز باقی بماند تا از خطرات احتمالی مانند سانسور یا هدایت ارزش به خارج از اکوسیستم جلوگیری شود.
رقبای دیگر با رویکرد جامعهمحور وارد میدان میشوند
چالش برای استرایپ تنها به ائتلاف آگورا و مونپی محدود نشد. دو بازیگر مهم دیگر در حوزهٔ استیبلکوینها نیز با پیشنهادهای جذاب و کاملاً متفاوت وارد عرصهٔ رقابت شدند و تمرکز خود را بر پاداشدهی به جامعهٔ هایپرلیکوئید قرار دادند. شرکت پکسوس (Paxos)، یکی از صادرکنندگان معتبر استیبلکوین، پیشنهادی را ارائه داد که در آن متعهد شد درصدی از سود حاصل از بهرهٔ ذخایر USDH را به خرید توکن بومی هایپرلیکوئید، یعنی HYPE، اختصاص دهد. سپس این توکنهای خریداریشده میان کاربران، ولیدیتورها و پروتکلهای همکار توزیع خواهد شد. این مدل اقتصادی بهطور مستقیم به تقویت توکن حاکمیتی اکوسیستم و پاداشدهی به مشارکتکنندگان فعال کمک میکند و یک حلقهٔ بازخورد مثبت ایجاد مینماید.
از سوی دیگر، بلاکچین فرکس (Frax) با پیشنهادی رادیکالتر و تهاجمیتر پا به میدان گذاشت. پیشنهاد فرکس این بود که تمام درآمدهای حاصل از استیبلکوین USDH که با پشتوانهٔ استیبلکوین خود یعنی frxUSD ایجاد میشود، بهطور کامل به جامعهٔ هایپرلیکوئید بازگردانده شود. در متن پیشنهاد آنها آمده است: «ما چیزی را پیشنهاد میدهیم که هیچکس دیگری با آن رقابت نخواهد کرد: بازگرداندن همهچیز به جامعه.» این رویکرد حداکثری در تقسیم سود، فشار را بر سایر رقبا، بهویژه استرایپ که مدل کسبوکار سنتیتری دارد، بهشدت افزایش داد. این رقابت نشاندهندهٔ یک روند مهم در فضای وب ۳ است: پروژهها برای جلب حمایت، باید مدلهای پایداری ارائه دهند که در آن، جامعه و کاربران نفع مستقیم و شفافی از موفقیت پلتفرم ببرند.
اهمیت انتخاب صادرکننده در چشمانداز گستردهتر استیبلکوینها
این رقابت تنگاتنگ برای انتشار USDH صرفاً یک نزاع تجاری نیست، بلکه اهمیت استراتژیک استیبلکوینها را در اکوسیستمهای بلاکچینی و همچنین در چشمانداز نظارتی جهانی برجسته میسازد. انتخاب صادرکنندهٔ استیبلکوین یک تصمیم حیاتی است که بر امنیت، پایداری، عدم تمرکز و رشد بلندمدت یک پلتفرم تأثیر مستقیم دارد. در شرایطی که نهادهای مالی بزرگ مانند HSBC و بانکهای مرکزی مانند بانک مرکزی اروپا بهدقت در حال بررسی و قانونگذاری این حوزه هستند و کشورهایی مانند هنگکنگ و ایالت وایومینگ آمریکا در حال ایجاد چهارچوبهای قانونی برای استیبلکوینها هستند، داشتن یک شریک معتبر، شفاف و همسو با اهداف جامعه از اهمیت ویژهای برخوردار است. کاربران و توسعهدهندگان در اکوسیستم هایپرلیکوئید باید با دقت مزایا و معایب هر پیشنهاد را بسنجند و تصمیمی بگیرند که نه تنها منافع کوتاهمدت، بلکه سلامت و استقلال بلندمدت پلتفرم را نیز تضمین کند. این ماجرا یک نمونهٔ عملی از تقابل دیدگاههای متمرکز و غیرمتمرکز در مسیر تکامل اقتصاد دیجیتال است.
ائتلاف مونپی و آگورا علیه استرایپ
رقابت بر سر صدور استیبلکوین USDH هایپرلیکویید
در دنیای پویای امور مالی غیرمتمرکز (DeFi)، تصمیمگیریهای استراتژیک میتوانند مسیر یک اکوسیستم را برای همیشه تغییر دهند. این دقیقاً همان وضعیتی است که پلتفرم هایپرلیکویید (Hyperliquid) با آن روبرو شده است. این تیم در یک اطلاعیه اعلام کرد که قصد دارد یک استیبلکوین بومی، سازگار با قوانین و کاملاً همسو با اهداف پلتفرم خود با نماد USDH راهاندازی کند. این خبر، رقابتی شدید را میان غولهای فینتک و کریپتو برای به دست آوردن امتیاز صدور این استیبلکوین کلید زد. اولین پیشنهاد توسط تیم Native Markets ارائه شد که در آن، Bridge، پردازنده پرداخت استیبلکوین شرکت استرایپ (Stripe)، بهعنوان صادرکنندهٔ USDH معرفی شده بود. این پیشنهاد وعده میداد که بخش قابلتوجهی از درآمد حاصل از ذخایر استیبلکوین را به صندوق حمایتی هایپرلیکویید واریز کرده و از انطباق کامل با چهارچوبهای نظارتی اطمینان حاصل کند. اما این تنها آغاز ماجرا بود، زیرا این پیشنهاد به سرعت با مخالفت جدی از سوی بازیگران شناختهشدهٔ دیگر در حوزهٔ بلاکچین مواجه شد.
شکلگیری جبهه مخالف: اتهام تضاد منافع به استرایپ
پیشنهاد مرتبط با استرایپ بلافاصله موجی از انتقادات را برانگیخت. نیک ون اک (Nick Van Eck)، همبنیانگذار و مدیرعامل شرکت آگورا (Agora)، با ارائه یک پیشنهاد جایگزین، به شدت علیه واگذاری این مسئولیت به استرایپ موضع گرفت. او با طرح یک پرسش کلیدی، نگرانی عمیق جامعهٔ کریپتو را بیان کرد: «اگر هایپرلیکویید کنترل استیبلکوین اصلی خود را به استرایپ، یک صادرکننده با ساختار یکپارچه عمودی و تضاد منافع آشکار، واگذار کند، پس ما اینجا چه کار میکنیم؟» ون اک معتقد است که زیرساخت مالی و تجربهٔ محصول Bridge برای چنین پروژهای کافی نیست. مهمتر از آن، او به برنامههای استرایپ برای راهاندازی بلاکچین اختصاصی خود به نام Tempo اشاره کرد و آن را یک تضاد منافع بالقوه خواند. به گفتهٔ او، استرایپ به طور طبیعی تمایل خواهد داشت تا فعالیتها را به سمت اکوسیستم خود هدایت کند که این امر میتواند در بلندمدت به ضرر هایپرلیکویید تمام شود. این نگرانیها باعث شد تا ائتلافی قدرتمند علیه استرایپ شکل بگیرد.
در اقدامی مهم، کیت گراسمن (Keyth Grossman)، رئیس و عضو هیئتمدیرهٔ مونپی (MoonPay)، اعلام کرد که این پردازندهٔ پرداخت به پیشنهاد آگورا میپیوندد تا زیرساختهای پرداخت قانونمند را برای این ابتکار فراهم کند. او نیز با لحنی تند از پیشنهاد استرایپ انتقاد کرد و گفت: «USDH شایستهٔ مقیاسپذیری، اعتبار و همسویی است، نه یک تصاحب بیارزش. این ائتلاف ماست که چنین ارزشی را به ارمغان میآورد، نه استرایپ.» این اتحاد که شرکت Rain نیز در آن حضور دارد، با استقبال چهرههای برجستهٔ صنعت مواجه شد. راب هادیک (Rob Hadick)، از شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر Dragonfly.xyz، با پیوستن مونپی، این پیشنهاد را «بهترین گزینهٔ بیچونوچرا» برای صدور USDH توصیف کرد. این جبههگیری نشان میدهد که برای بسیاری از فعالان وب۳، حفظ استقلال و همسویی با منافع جامعه بر همکاری با غولهای سنتی فناوری اولویت دارد.
گزینههای دیگر: پکسوس و فرکس با تمرکز بر پاداشهای جامعه
این رقابت تنها به دو قطب استرایپ و ائتلاف مونپی-آگورا محدود نمیشود. دو بازیگر مهم دیگر در حوزهٔ استیبلکوینها نیز با پیشنهادهای جذاب و جامعهمحور وارد میدان شدهاند. شرکت پکسوس (Paxos)، که به خاطر صدور استیبلکوینهای قانونمند مانند USDP شناخته میشود، پیشنهادی ارائه کرد که بر اساس آن، درصدی از سود حاصل از بهرهٔ ذخایر USDH برای بازخرید (Buyback) توکن بومی هایپرلیکویید، یعنی HYPE، استفاده خواهد شد. سپس این توکنها میان کاربران، اعتبارسنجها و پروتکلهای همکار توزیع میشوند. این رویکرد به طور مستقیم به تقویت ارزش توکن بومی اکوسیستم و پاداش دادن به مشارکتکنندگان فعال کمک میکند. این مدل اقتصادی یکی از روشهای محبوب برای ایجاد همسویی بلندمدت میان یک پروتکل و جامعهٔ کاربران آن است.
در این میان، بلاکچین فرکس (Frax) با رادیکالترین پیشنهاد وارد عرصه شد. این تیم که استیبلکوین frxUSD را در کارنامه خود دارد، متعهد شد که تمام درآمد حاصل از USDH را به جامعهٔ هایپرلیکویید بازگرداند. در متن پیشنهاد آنها به صراحت آمده است: «ما چیزی را پیشنهاد میدهیم که هیچکس دیگری با آن رقابت نخواهد کرد: همه چیز را به جامعه بازگردانید.» این رویکرد حداکثری، فلسفهٔ تمرکززدایی و مالکیت جامعه را به اوج خود میرساند و نشاندهندهٔ رقابت فزاینده بر سر ارائهٔ جذابترین مشوقها برای جذب وفاداری کاربران است. در نهایت، تصمیم هایپرلیکویید نه تنها صادرکنندهٔ استیبلکوین آن را مشخص میکند، بلکه بهعنوان یک بیانیهٔ مهم در مورد ارزشهای بنیادین این اکوسیستم عمل خواهد کرد: آیا مسیر همکاری با یک غول فینتک را برمیگزیند یا به راهحلهای بومی و جامعهمحور دنیای کریپتو اعتماد میکند؟
ورود پکسوس و فرکس به میدان رقابت
در حالی که ائتلاف شرکتهایی مانند مونپی (MoonPay) و آگورا (Agora) با پیشنهاد استرایپ (Stripe) برای انتشار استیبلکوین USDH در اکوسیستم هایپرلیکویید (Hyperliquid) مخالفت میکنند، دو بازیگر بزرگ دیگر نیز با رویکردهایی کاملاً متفاوت وارد این رقابت تنگاتنگ شدهاند. شرکتهای پکسوس (Paxos) و فرکس (Frax) با ارائه پیشنهادهایی جذاب که مستقیماً جامعه کاربران را هدف قرار دادهاند، تلاش میکنند تا نظر تیم هایپرلیکویید و جامعه آن را به خود جلب کنند. این رقابت نشاندهنده اهمیت روزافزون مدلهای اقتصادی مبتنی بر پاداشدهی به جامعه در دنیای وب ۳ است، جایی که موفقیت یک پروتکل به مشارکت و همسویی کاربرانش گره خورده است. پیشنهادهای این دو شرکت، فراتر از یک همکاری فنی صرف، نمایانگر فلسفههای متفاوتی در مورد نحوه توزیع ارزش در یک اکوسیستم غیرمتمرکز است و میتواند آینده استیبلکوینها و نحوه تعامل آنها با پلتفرمهای میزبان را شکل دهد.
پیشنهاد پکسوس: تقویت توکن بومی از طریق بازخرید
شرکت پکسوس، که یکی از صادرکنندگان معتبر و رگولهشده استیبلکوین در جهان است، با یک پیشنهاد استراتژیک و هوشمندانه پا به میدان گذاشته است. این شرکت وعده داده است که درصدی از سود حاصل از بهره ذخایر استیبلکوین USDH را به خرید توکن بومی هایپرلیکویید، یعنی HYPE، اختصاص دهد. این مکانیسم که به «بازخرید» یا Buyback معروف است، یک استراتژی اقتصادی قدرتمند برای افزایش ارزش و تقویت تقاضا برای توکن یک پروژه محسوب میشود. زمانی که یک نهاد به طور مداوم توکنهای خود را از بازار آزاد خریداری میکند، عرضه در گردش کاهش مییابد که این امر به طور بالقوه میتواند منجر به افزایش قیمت توکن شود. اما مزایای این طرح به همینجا ختم نمیشود. پکسوس اعلام کرده است که توکنهای HYPE خریداریشده را مجدداً بین کاربران، اعتبارسنجها (Validators) و پروتکلهای همکار در اکوسیستم هایپرلیکویید توزیع خواهد کرد. این رویکرد یک چرخه مثبت اقتصادی ایجاد میکند: موفقیت استیبلکوین USDH به طور مستقیم به نفع دارندگان توکن HYPE تمام میشود و آنها را تشویق میکند تا بیشتر در شبکه مشارکت کنند. این همسویی منافع، امنیت و پایداری کل اکوسیستم را تقویت کرده و یک رابطه برد-برد میان صادرکننده استیبلکوین و جامعه میزبان ایجاد میکند.
فرکس فایننس و یک پیشنهاد رادیکال: بازگشت تمام درآمد به جامعه
در سوی دیگر این رقابت، پروتکل فرکس (Frax) با یک پیشنهاد جسورانه و تقریباً بیرقیب ظاهر شده است. این بلاکچین که خود در زمینه استیبلکوینهای الگوریتمی و وثیقهدار تخصص دارد، وعده داده است که «تمام درآمد» حاصل از استیبلکوین USDH را به جامعه هایپرلیکویید بازگرداند. در پیشنهاد رسمی این تیم آمده است: «ما چیزی را پیشنهاد میدهیم که هیچکس دیگری با آن رقابت نخواهد کرد: همه چیز را به جامعه بازگردانید.» این رویکرد، فلسفه تمرکززدایی و مالکیت جامعه را به اوج خود میرساند. در این مدل، استیبلکوین USDH با پشتوانه استیبلکوین خود فرکس، یعنی frxUSD، صادر میشود و تمام سودی که از داراییهای ذخیره به دست میآید، به جای اینکه به جیب یک شرکت متمرکز برود، مستقیماً به خزانهداری یا سازوکارهای پاداشدهی جامعه هایپرلیکویید واریز میشود. این پیشنهاد میتواند برای آن دسته از اعضای جامعه که به دنبال حداکثر کردن کنترل و منافع اکوسیستم خود هستند، بسیار جذاب باشد. این مدل، وابستگی به یک نهاد خارجی برای کسب سود را از بین میبرد و استیبلکوین را به یک ابزار مالی کاملاً بومی و در خدمت جامعه تبدیل میکند. با این حال، اجرای چنین مدلی ممکن است با چالشهای فنی و حاکمیتی خاص خود همراه باشد، اما پیام آن کاملاً روشن است: قدرت و ثروت باید در دست کسانی باشد که شبکه را میسازند و از آن استفاده میکنند.
اهمیت رقابت برای آینده استیبلکوینها
رقابت شدید بر سر صدور استیبلکوین USDH برای هایپرلیکویید، تنها یک نزاع تجاری ساده نیست، بلکه بازتابی از یک روند بزرگتر در صنعت کریپتو است. با ورود نهادهای مالی سنتی و افزایش نظارتهای رگولاتوری، ماهیت استیبلکوینها در حال تحول است. از یک سو، پیشنهادهایی مانند پیشنهاد استرایپ، مسیر انطباق با مقررات و پذیرش در مقیاس بزرگ را هموارتر میکنند، اما نگرانیهایی در مورد تمرکزگرایی و تضاد منافع به همراه دارند. از سوی دیگر، پیشنهادهای جامعهمحور مانند آنچه پکسوس و بهویژه فرکس ارائه دادهاند، بر اصول بنیادین وب ۳ یعنی تمرکززدایی، شفافیت و حاکمیت جامعه تأکید دارند. انتخاب نهایی هایپرلیکویید میتواند به یک الگو برای پروژههای آینده تبدیل شود. آیا اکوسیستمها ترجیح میدهند با غولهای فناوری مالی همکاری کنند تا به اعتبار و زیرساختهای آماده دست یابند، یا ریسک کرده و مدلهای اقتصادی نوآورانهای را پیادهسازی میکنند که کنترل و سود را به طور کامل در اختیار کاربران خود قرار میدهد؟ پاسخ به این سوال، جهتگیری آینده استیبلکوینها را نه تنها در اکوسیستم هایپرلیکویید، بلکه در کل فضای بلاکچین مشخص خواهد کرد.
رشد جهانی بازار استیبلکوینها و قوانین جدید
بازار استیبلکوینها، که به عنوان ستون فقرات اقتصاد کریپتو عمل میکنند، شاهد رشد و رقابت بیسابقهای است. همزمان با این رشد، نهادهای نظارتی و مؤسسات مالی در سراسر جهان نیز در حال ورود به این عرصه هستند. این تحولات نشاندهنده اهمیت روزافزون این داراییهای دیجیتال است که قیمتی ثابت و وابسته به یک ارز فیات مانند دلار آمریکا دارند. برای مثال، گزارشها حاکی از آن است که غولهای بانکی مانند HSBC و ICBC در حال آمادهسازی برای درخواست مجوز استیبلکوین در هنگکنگ هستند، جایی که چارچوب قانونی جدیدی به اجرا درآمده است. در قزاقستان، نهادهای نظارتی مالی به شرکتها اجازه دادهاند تا هزینههای مجوز و نظارت را با استیبلکوینهای دلاری پرداخت کنند. حتی در ایالات متحده، ایالت وایومینگ قصد دارد استیبلکوین خود با نام Frontier Stable Token (FRNT) را راهاندازی کند. این فعالیتها در حالی صورت میگیرد که بانک مرکزی اروپا نیز خواستار رفع شکافهای قانونی در حوزه استیبلکوینها شده است تا از انتقال سپردههای یورو به ایالات متحده جلوگیری کند. این رقابت جهانی و تلاش برای قانونگذاری، بستری را فراهم کرده است که در آن پروژههای بلاکچینی مانند هایپرلیکوئید (Hyperliquid) به دنبال ایجاد استیبلکوین بومی و سازگار با قوانین خود هستند.
آغاز رقابت برای استیبلکوین USDH هایپرلیکوئید
در مرکز این تحولات جدید، پلتفرم هایپرلیکوئید قرار دارد که اخیراً اعلام کرده قصد دارد یک استیبلکوین دلاری با نام USDH ایجاد کند. هدف این پروژه، ارائه یک استیبلکوین کاملاً هماهنگ با اکوسیستم هایپرلیکوئید و منطبق بر قوانین است. بلافاصله پس از این اعلام، اولین پیشنهاد رسمی توسط تیم Native Markets ارائه شد. این پیشنهاد، شرکت استرایپ (Stripe) را به عنوان صادرکنندهٔ USDH معرفی میکرد. استرایپ، غول پردازش پرداخت، از طریق زیرمجموعهٔ خود به نام Bridge، مسئولیت این کار را بر عهده میگرفت. پیشنهاد Native Markets وعده داده بود که بخش قابل توجهی از درآمد حاصل از ذخایر استیبلکوین را به خزانهٔ صندوق کمکی هایپرلیکوئید واریز کند، امکان ضرب مستقیم توکن در اکوسیستم را فراهم آورد و کاملاً با مقررات سازگار باشد. این پیشنهاد در ابتدا به دلیل نام بزرگ استرایپ، توجه زیادی را به خود جلب کرد، اما به سرعت با مقاومت و انتقادهای جدی از سوی دیگر بازیگران برجستهٔ صنعت کریپتو مواجه شد.
ائتلاف مخالفان استرایپ: مونپی و آگورا وارد میدان میشوند
خیلی زود یک ائتلاف قدرتمند در مخالفت با پیشنهاد استرایپ شکل گرفت. نیک ون اک، همبنیانگذار و مدیرعامل شرکت آگورا (Agora)، یکی از اولین منتقدان جدی بود. او با ارائه یک پیشنهاد جایگزین، استدلال کرد که واگذاری کنترل یک استیبلکوین بومی به یک شرکت یکپارچه و متمرکز مانند استرایپ، با تضاد منافع آشکار همراه است. ون اک زیرساختهای مالی و تجربهٔ محصول Bridge را ناکافی دانست و به برنامههای استرایپ برای راهاندازی بلاکچین اختصاصی خود به نام Tempo به عنوان یک تضاد منافع بالقوه اشاره کرد. به گفتهٔ او، استرایپ طبیعتاً به دنبال هدایت فعالیتها به سمت اکوسیستم خود خواهد بود و این موضوع میتواند به ضرر هایپرلیکوئید تمام شود.
به دنبال این انتقادات، کیت گراسمن، رئیس و عضو هیئت مدیرهٔ مونپی (MoonPay)، اعلام کرد که این پردازشگر پرداخت محبوب به پیشنهاد آگورا میپیوندد تا زیرساختهای پرداخت قانونمند را برای این ابتکار فراهم کند. گراسمن با لحنی تند از پیشنهاد استرایپ انتقاد کرد و گفت: «USDH شایستهٔ مقیاسپذیری، اعتبار و همسویی است، نه اسارت توسط شرکتهای بزرگ.» این ائتلاف به سرعت حمایت چهرههای تأثیرگذار دیگری مانند راب هادیک از شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر Dragonfly.xyz را نیز به دست آورد که این پیشنهاد را «بهترین گزینهٔ غیرقابل انکار» برای صدور USDH نامید.
پیشنهادهای رقیب: پکسوس و فرکس با رویکرد جامعه-محور
رقابت تنها به ائتلاف مونپی-آگورا و استرایپ محدود نشد. دو بازیگر مهم دیگر در حوزه استیبلکوینها نیز با پیشنهادهای جذاب خود وارد این رقابت شدند. شرکت پکسوس (Paxos)، که به عنوان یک صادرکنندهٔ معتبر و قانونمند استیبلکوین شناخته میشود، پیشنهاد خود را برای راهاندازی USDH ارائه داد. نکتهٔ کلیدی پیشنهاد پکسوس، تخصیص درصدی از سود حاصل از ذخایر USDH برای بازخرید توکن بومی هایپرلیکوئید (HYPE) و توزیع مجدد آن بین کاربران، اعتبارسنجها و پروتکلهای همکار بود. این رویکرد به طور مستقیم به نفع جامعه و دارندگان توکن HYPE عمل میکند و ارزش را به اکوسیستم بازمیگرداند.
در همین حال، بلاکچین فرکس (Frax) نیز با یک پیشنهاد بسیار رادیکال و جامعه-محور وارد میدان شد. فرکس متعهد شد که تمام درآمدهای حاصل از USDH، که توسط استیبلکوین خودش یعنی frxUSD پشتیبانی میشود، را به طور کامل به جامعهٔ هایپرلیکوئید بازگرداند. در متن پیشنهاد آنها آمده بود: «ما چیزی را پیشنهاد میدهیم که هیچکس دیگری با آن رقابت نخواهد کرد: همه چیز را به جامعه بازمیگردانیم.» این پیشنهادها نشان میدهند که تمرکز رقابت از صرفاً صدور یک استیبلکوین، به سمت ایجاد ارزش پایدار برای جامعه و همسویی با اهداف اکوسیستمهای غیرمتمرکز تغییر کرده است. این رقابت نشاندهندهٔ بلوغ بازار و اهمیت فزایندهٔ حاکمیت جامعه در تصمیمگیریهای کلیدی پروژههای وب۳ است.
نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید
آدرس ای میل شما نمایش داده نمیشود.








