
هشدار حمله تکراری به دارندگان بیتکوین در پی هاردفورک BIP-110
شفافسازی خطر فورک بیتکوین: دارندگان در صورت جابجایی دارایی ممکن است بیتکوین واقعی خود را از دست بدهند. مهمترین نکات پیش از شروع پنجره سیگنالدهی اجباری.

شفافسازی خطر فورک بیتکوین: دارندگان در صورت جابجایی دارایی ممکن است بیتکوین واقعی خود را از دست بدهند. مهمترین نکات پیش از شروع پنجره سیگنالدهی اجباری.
بیتکوین در روزهای آینده ممکن است شاهد یک جدایی زنجیرهای باشد که نهتنها مرزهای فنی شبکه را به چالش میکشد، بلکه دارایی کاربران را نیز در معرض خطری جدی قرار میدهد. این بار بحث بر سر محدودیت دادههای غیرپرداختی است، اما آنچه آن را از فورکهای پیشین متمایز میکند، نبود هرگونه محافظت بازپخشی در برابر جابجایی ناآگاهانه سکههاست.
پیشنهاد مطالعه: درآمد یک میلیارد دلاری ترامپ از رمزارز و موج جدید استخراج ابری
جدول محتوا [نمایش]
پیشنهاد BIP-110 که با عنوان «کاهش موقت دادههای نرمافزاری» شناخته میشود، قصد دارد برای مدت یک سال ذخیرهسازی تصاویر، متن و سایر دادههای غیرمرتبط با پرداخت را در تراکنشهای بیتکوین محدود کند. این محدودیت از نظر فنی یک سافتفورک محسوب میشود، اما مکانیسم سیگنالدهی اجباری از بلاک ۹۶۱۶۳۲ تا ۹۶۳۶۴۷ باعث شده تا در صورت عدم کسب حد نصاب ۵۵ درصدی ماینرها، شبکه به دو شاخه تقسیم شود. در حال حاضر تنها حدود ۲/۶ درصد از ماینرها از این پیشنهاد حمایت کردهاند و پنجره سیگنالدهی اجباری بهزودی آغاز میشود. اگر ماینرهای طرفدار بلاکهای بدون سیگنال را رد کنند و گروه دیگری به استخراج شاخه BIP-110 ادامه دهد، یک زنجیره جداگانه شکل خواهد گرفت. اما تا زمانی که محدودیتهای داده در بلاک ۹۶۵۶۶۴ (حدود سپتامبر) فعال نشوند، تراکنشهای عادی در هر دو زنجیره معتبر باقی خواهند ماند.
اختلاف اصلی بر سر این است که بیتکوین صرفاً یک شبکه پرداخت است یا میتواند میزبان دادههای دیگر باشد. گروهی از توسعهدهندگان به رهبری لوک دشیر معتقدند که ذخیرهسازی تصاویر و متن در تراکنشها هزینه ذخیرهسازی را افزایش میدهد و بیتکوین را از هدف پولی خود دور میکند. در مقابل، چهرههایی مانند آدام بک و مایکل سیلور این اقدام را نوعی سانسور و ایجاد رویهای خطرناک میدانند. سیلور هشدار داده است که تغییر اجماع بر سر یک دعوای اسپم میتواند به یک سابقه خطرناک تبدیل شود و زمینه را برای فورکهای بعدی هموار کند. این دیدگاههای متضاد نشان میدهد که BIP-110 فراتر از یک تغییر فنی، به یک مناقشه ایدئولوژیک درباره ماهیت بیتکوین تبدیل شده است.
نگرانی اصلی نه در خود فورک، بلکه در نبود محافظت بازپخشی (replay protection) نهفته است. پس از جدایی زنجیره، هر کاربری که مثلاً ۱۰ بیتکوین داشته باشد، روی هر دو زنجیره ۱۰ سکه خواهد داشت. اگر کسی تصمیم بگیرد سکههای زنجیره جدید را به فروش برساند و تراکنش را امضا کند، یک مهاجم میتواند همان تراکنش را روی شبکه اصلی بیتکوین تکرار کند. در این صورت فروشنده ناآگاهانه همان مقدار بیتکوین واقعی خود را نیز به خریدار منتقل میکند. کوین لواک، توسعهدهنده بیتکوین، هشدار داده که دارندگان بزرگ ممکن است اولین هدف باشند، زیرا بازپخش موفق سود بیشتری به همراه دارد. نکته مهم این است که مهاجم به کل کیف پول دسترسی پیدا نمیکند، بلکه تنها ورودیهای همان تراکنش جابجا میشود و کارمزد تراکنش نیز در هر دو زنجیره کسر خواهد شد.
تا زمانی که ابزارهای جداسازی سکهها توسط کیفپولها یا صرافیها ارائه نشود، سادهترین راه برای جلوگیری از این خطر، جابجا نکردن داراییهاست. اگر هیچ تراکنشی امضا نشود، هیچ تراکنشی برای بازپخش وجود نخواهد داشت. کاربران عادی که با روشهای فنی جداسازی آشنایی ندارند، بهتر است منتظر بمانند تا مشخص شود کدام زنجیره توسط ماینرها و صرافیها پشتیبانی میشود. همچنین دارندگان آمریکایی باید به جنبههای مالیاتی این رویداد نیز توجه کنند، زیرا سکههای زنجیره اقلیت ممکن است ارزش بازار پیدا کنند و ثبتهای جداگانهای نیاز داشته باشند. با این حال، اولویت نخست، ریسک فنی است: خرج کردن دارایی جدید میتواند به طور ناخواسته معادل همان مقدار بیتکوین واقعی را منتقل کند.
نباید از یاد برد که این فورک هنوز قطعی نیست. اکثریت ماینرها از BIP-110 حمایت نکردهاند و اگر شاخه اقلیت قدرت هش کافی نداشته باشد، تولید بلاک در آن کند یا متوقف میشود. پنجره سیگنالدهی اجباری ممکن است به دلیل عدم دقت زمانبندی بلاکها چند روز جابجا شود. بنابراین کاربران نباید پیش از روشن شدن وضعیت، دست به اقدامی بزنند. آنچه اکنون روشن است، وجود یک ریسک امنیتی جدی برای کسانی است که به امید دریافت ایردراپ، سکههای فورک شده را جابجا میکنند. تا زمان ارائه ابزارهای جداسازی از سوی کیفپولها و صرافیها، بهترین گزینه برای دارندگان بیتکوین، صبر و نظاره است.
اگر مکانیسم سیگنالدهی اجباری BIP-110 به نتیجه برسد و دو زنجیره از یکدیگر جدا شوند، سناریویی شکل خواهد گرفت که در آن کاربران عادی بیتکوین ناگهان خود را در برابر نوعی از حملات امنیتی میبینند که پیشتر عمدتاً در فورکهای زنجیرههای اثبات سهام یا شبکههای کوچکتر تجربه شده بود. تفاوت بنیادین این رویداد با نمونههای مشابه در تاریخ بیتکوین، مانند فورک بیتکوین کش، در عدم وجود هرگونه مکانیسم پیشگیرانه داخلی برای محافظت از تراکنشهاست. در فورکهای گذشته، توسعهدهندگان با افزودن کدهایی خاص، مسیری امن برای انتقال دارایی بین دو زنجیره ایجاد میکردند، اما در BIP-110 چنین تمهیدی دیده نمیشود. این یعنی کاربری که صرفاً قصد دارد سکههای ایجاد شده روی زنجیره جدید را به فروش برساند، ممکن است ناخواسته دارایی واقعی خود را از دست بدهد. کوین لواک، توسعهدهنده بیتکوین، با اشاره به این خطر تأکید کرده است که مهاجمان میتوانند تراکنش امضا شده روی زنجیره فورک شده را مستقیماً روی شبکه اصلی پخش کنند و در نتیجه خریدار، همان مقدار بیتکوین واقعی را نیز دریافت خواهد کرد. تنها راه محافظت در حال حاضر، عدم امضای هرگونه تراکنش تا زمان ارائه ابزارهای جداسازی توسط کیف پولها یا صرافیهاست.
نبود محافظت بازپخشی نه یک نقص فنی ساده، بلکه یک شکاف امنیتی عمیق در معماری این فورک محسوب میشود. از منظر فنی، هر دو زنجیره تا پیش از فعال شدن محدودیتهای داده در بلاک ۹۶۵۶۶۴، تراکنشهای یکسانی را معتبر میدانند. این بدان معناست که اگر کاربری پس از جدایی زنجیره، اقدام به جابجایی سکههای خود روی شاخه BIP-110 کند، امضای دیجیتال او دقیقاً همان امضایی است که شبکه اصلی نیز برای تأیید یک تراکنش مشابه به آن نیاز دارد. مهاجم که ممکن است یک نود مخرب یا حتی یک صرافی غیرمتعهد باشد، میتواند این تراکنش را رهگیری کرده و در بلاکهای زنجیره اصلی بازپخش کند. نگرانی بزرگتر این است که این حمله تنها به یک تراکنش محدود نمیشود؛ اگر کاربر چندین خروجی مجزا ایجاد کند، هرکدام میتوانند به صورت جداگانه هدف بازپخش قرار گیرند. دارندگان بزرگ که حجم بالایی از بیتکوین را مدیریت میکنند، در صدر فهرست اهداف قرار دارند، زیرا سود حاصل از بازپخش تراکنش آنها به طور تصاعدی بیشتر است. این وضعیت، فشار روانی مضاعفی را بر آن دسته از سرمایهگذارانی وارد میکند که به امید دریافت ایردراپ، مشتاق فروش سکههای فورک شده هستند.
برای درک بهتر ریسک، یک سناریوی عملی را تصور کنید. فرض کنید کاربری دقیقاً ۱۰ بیتکوین در کیف پول خود دارد. پس از فورک، در هر دو زنجیره صاحب ۱۰ سکه خواهد بود. در شبکههای اجتماعی، یک خریدار اعلام میکند که حاضر است هر سکه زنجیره BIP-110 را به قیمت ۱۰۰ دلار خریداری کند. کاربر برای فروش، یک تراکنش شامل انتقال یکی از سکههای زنجیره جدید به خریدار امضا میکند. مهاجم بلافاصله این تراکنش را روی شبکه اصلی بیتکوین پخش میکند. اگر شبکه اصلی این تراکنش را معتبر تشخیص دهد، کاربر ناآگاهانه یکی از ۱۰ بیتکوین واقعی خود را نیز به همان خریدار یا مهاجم منتقل کرده است. در این میان، کارمزد تراکنش نیز در هر دو زنجیره از کیف پول کسر میشود. نکته ظریف اینجاست که حتی اگر خریدار فردی صادق باشد، ممکن است شبکه اصلی به دلیل شناسایی امضای تکراری، تراکنش را بپذیرد و کاربر متوجه خسارت خود نشود تا زمانی که موجودی کیف پولش را بررسی کند. چنین سناریویی نشان میدهد که چرا توسعهدهندگان باتجربه بر صبر و انتظار تأکید دارند. کاربران عادی که به دنبال اطلاعات دقیقتر درباره تحولات این حوزه هستند، میتوانند با پیگیری اخبار ارزدیجیتال از آخرین وضعیت ابزارهای جداسازی مطلع شوند.
این رویداد نه تنها کاربران عادی، بلکه زیرساختهای فنی اکوسیستم را نیز به چالش میکشد. صرافیها و ارائهدهندگان کیف پول برای جلوگیری از ضررهای احتمالی باید به سرعت ابزارهای جداسازی سکهها را توسعه دهند. فرآیند جداسازی نیازمند شناسایی خروجیهایی است که تنها روی یکی از زنجیرهها وجود دارند و سپس خرج کردن آنها به شیوهای که تراکنش روی زنجیره دیگر نامعتبر شود. این کار ساده نیست و نیازمند بهروزرسانی نرمافزاری تمام نودها و تطبیق با قوانین جدید اجماع است. در عین حال، دارندگان آمریکایی با پیچیدگی مضاعفی مواجه هستند. اگر سکههای زنجیره اقلیت ارزش بازاری پیدا کنند، ثبت این داراییها برای اهداف مالیاتی الزامی میشود. این یعنی کاربران نه تنها باید نگران امنیت فنی دارایی خود باشند، بلکه باید هزینه و زمان صرف کنند تا معاملات خود را به درستی در اظهارنامه مالیاتی گزارش دهند. بنابراین، بار این فورک تنها بر دوش کاربران بیاحتیاط نیست، بلکه تمام نهادهای فعال در این حوزه را وادار به واکنش سریع و برنامهریزی دقیق میکند.
حمایت معدنی در حد ۲/۶ درصد، آن هم در آستانه پنجره سیگنالدهی اجباری، نه فقط یک عدد کوچک، بلکه نشانهای از شکاف عمیق میان ماینرهای فعال شبکه است. در شبکهای با صدها هزار نود، تصمیمگیری درباره آینده بیتکوین به سادگی به حاشیه رانده نمیشود. آنچه این وضعیت را پیچیدهتر میکند، مکانیسم اجباری رد بلاکهای بدون سیگنال است. اگر نودهای اجراکننده BIP-110 از بلاک ۹۶۱۶۳۲ تا ۹۶۳۶۴۷ از پذیرش بلاکهایی که بیت ۴ را فعال نکردهاند خودداری کنند، زنجیرهای با حداقل حمایت معدنی عملاً در برابر زنجیره اصلی قرار خواهد گرفت. در چنین حالتی، کاربرانی که برای دنبال کردن جدیدترین اخبار بلاکچین لحظهای تصمیم میگیرند، ممکن است ناخواسته خود را در میانه یک میدان مین امنیتی بیابند. خطر اصلی نه در فاصله گرفتن دو زنجیره، بلکه در همپوشانی کامل تراکنشهای آنها تا پیش از فعال شدن محدودیتهای داده نهفته است.
اگر گروه اندکی از ماینرها به استخراج شاخه BIP-110 ادامه دهند، زنجیره دوم متولد میشود، اما زنده ماندن آن به قدرت هش کافی وابسته است. بلاکهای استخراج شده توسط یک اقلیت معدنی کوچک با سرعت بسیار پایینتری تولید خواهند شد. این کندی میتواند اعتماد کاربران را به بقای زنجیره جدید کاهش دهد و جذابیت فروش سکههای فورک شده را افزایش دهد. هرچه سرعت تولید بلاک کمتر باشد، فرصت مهاجمان برای رهگیری و بازپخش تراکنشها بیشتر میشود. از سوی دیگر، صرافیها معمولاً برای پشتیبانی از یک زنجیره جدید نیازمند بلوغ نسبی و امنیت کافی هستند. در غیاب این امنیت، ممکن است هیچ صرافی معتبری حاضر به فهرست کردن سکههای BIP-110 نشود. این یعنی کاربرانی که به امید فروش سریع وارد عمل شوند، نه تنها با خطر بازپخش مواجهاند، بلکه ممکن است بازار نقدی برای دارایی جدید خود پیدا نکنند. در نتیجه زنجیره اقلیت میتواند به یک دارایی بیارزش تبدیل شود و دارندگان بیتکوین اصلی را با ضرر مضاعف روبهرو کند.
نبود محافظت بازپخشی در این فورک، هر تراکنش امضا شده روی زنجیره دوم را به یک تهدید مستقیم برای دارایی روی زنجیره اصلی تبدیل میکند. تصور کنید مهاجمی بتواند با مشاهده یک تراکنش ساده، امضای دیجیتال آن را در بلاکهای شبکه اصلی بازپخش کند. چنین حملهای نیاز به نفوذ به کیف پول قربانی ندارد، بلکه صرفاً از یک ویژگی فنی سوءاستفاده میکند: اشتراک ساختار تراکنش بین دو زنجیره. این ریسک برای دارندگان بزرگ که حجم بالایی از بیتکوین را در یک آدرس متمرکز کردهاند، چندین برابر است. اگر آنها برای فروش سکههای فورک شده خود تراکنشی با ورودی زیاد امضا کنند، مهاجم میتواند کل آن موجودی را روی شبکه اصلی جابجا کند. نکته ظریف اینجاست که حتی اگر فروشنده فقط یک خروجی کوچک را جابجا کند، مهاجم میتواند همان ورودی را هدف قرار دهد و باقی مانده بیتکوین را از کنترل خارج کند. اینجاست که مفهوم «صبر و نظاره» نه یک توصیه محتاطانه، بلکه یک الزام امنیتی مبتنی بر منطق فنی است.
برای کاربری که با روشهای جداسازی سکه آشنا نیست، تنها مسیر امن، عدم امضای هرگونه تراکنش روی هر یک از زنجیرههاست. اما این وضعیت پایدار نخواهد ماند. کیف پولها و صرافیها ممکن است ابزارهای جداسازی را روزها یا هفتهها پس از فورک ارائه دهند. در این فاصله، کاربران عادی در یک برزخ امنیتی گرفتار میشوند: از یک سو وسوسه فروش سکههای جدید، از سوی دیگر ترس از دست دادن بیتکوین واقعی. جالب آنکه خود زنجیره دوم نیز ممکن است بدون ابزار جداسازی نتواند کاربران جدی جذب کند و در نهایت به یک شبکه آزمایشی کوچک تبدیل شود. در چنین سناریویی، تنها بازنده کسانی خواهند بود که پیش از بلوغ ابزارها، دست به اقدام زدهاند. ریسک مالی و فنی در این رویداد چنان به هم گره خورده که هر تصمیم عجولانه میتواند منجر به زیان غیرقابل جبران شود. بنابراین، تا مشخص شدن پشتیبانی زیرساختها از یک زنجیره مشخص، بیحرکتی بهترین راهبرد محسوب میشود.
خطر اصلی برای دارندگان بیتکوین در این رویداد، خودِ جدایی زنجیره نیست، بلکه امکان بازپخش تراکنشها در فاصله بین جدایی و فعال شدن کامل محدودیتهای داده است. مهاجم برای اجرای این حمله نیازی به شکستن رمزنگاری یا دسترسی به کلید خصوصی ندارد؛ او صرفاً از یک ویژگی ساختاری در هر دو زنجیره استفاده میکند. تراکنشی که روی شاخه جدید امضا میشود، از نظر ریاضی با تراکنشی که شبکه اصلی برای تأیید نیاز دارد یکسان است. این اشتراک امضا، پنجرهای از آسیبپذیری ایجاد میکند که در آن اعتماد کورکورانه به «سکه رایگان» میتواند به قیمت از دست رفتن دارایی اصلی تمام شود.
مشکل بازپخش زمانی رخ میدهد که دو زنجیره تاریخچه تراکنشهای مشترکی داشته باشند و قوانین جدید هنوز به مرحله اجرا نرسیده باشند. در فورکهای بزرگی مانند بیتکوین کش، توسعهدهندگان از همان ابتدا با افزودن یک علامت متمایز در تراکنشها، امکان اجرای همزمان آنها روی هر دو شبکه را از بین بردند. اما در BIP-110 چنین تمهیدی دیده نمیشود و تا بلاک ۹۶۵۶۶۴، هیچ سازوکاری برای تشخیص اینکه یک تراکنش متعلق به کدام زنجیره است وجود نخواهد داشت. این یعنی هر امضایی که کاربر روی زنجیره اقلیت انجام دهد، میتواند روی شبکه اصلی تکرار شود. نکته مهم این است که محدودیت داده تنها پس از فعال شدن کامل، تراکنشهای حجیم را در یک زنجیره نامعتبر میکند و پیش از آن، ساختار تراکنشها در هر دو شبکه یکسان باقی میماند.
تصور کنید معاملهگری که سالها بیتکوین نگه داشته، پس از فورک متوجه میشود که موجودی او در زنجیره جدید دو برابر شده است. او برای فروش بخشی از این دارایی، یک تراکنش با ورودیهای مشخص امضا میکند. مهاجم که نودهای شبکه را زیر نظر دارد، بلافاصله همان تراکنش را روی شبکه اصلی پخش میکند. در این حالت، نهتنها سکههای فورک شده منتقل میشوند، بلکه همان تعداد بیتکوین واقعی نیز به آدرس خریدار یا مهاجم واریز خواهد شد. کاربری که تصور میکرد یک معامله سودآور انجام داده، در لحظهای که موجودی کیف پولش را بررسی میکند متوجه میشود که دارایی اصلی او نیز از دست رفته است. این سناریو دقیقاً همان دامی است که کوین لواک درباره آن هشدار داده و تأکید کرده که دارندگان بزرگتر، به دلیل حجم بالای ورودیهای یک تراکنش، هدف جذابتری برای مهاجمان محسوب میشوند. برای دنبال کردن تحولات این رویداد و اطلاع از زمان ارائه ابزارهای جداسازی، پیگیری آخرین اخبار کریپتو و بلاکچین میتواند به کاربران در تصمیمگیری آگاهانه کمک کند.
صرافیها و کیف پولها در موقعیت دشواری قرار گرفتهاند. از یک سو، تمایل دارند با فهرست کردن سکههای زنجیره جدید، از حجم معاملات و کارمزدها بهرهمند شوند؛ از سوی دیگر، میدانند که بدون ابزار جداسازی، هرگونه تراکنش میتواند به فاجعه مالی برای کاربران منجر شود. در همین حال، ماینرهایی که هنوز موضع مشخصی اتخاذ نکردهاند، با فشار دو گروه موافق و مخالف BIP-110 روبهرو هستند. فشار روانی بر کاربرانی که به دنبال سود سریع از ایردراپ هستند، شرایط را پیچیدهتر کرده است. بسیاری از آنها نمیدانند که فروش سکههای فورک شده پیش از ارائه ابزار جداسازی، دقیقاً همان کاری است که مهاجمان منتظر آن هستند.
آنچه این رویداد را به یک تهدید جدی تبدیل میکند، صرفاً وجود یک باگ نرمافزاری نیست، بلکه فضای ابهامی است که در آن کاربران نمیتوانند امنیت دارایی خود را تأیید کنند. در یک شبکه متمرکز، کاربر میتواند به یک مرجع اعتماد کند، اما در این وضعیت، هیچ نهادی وجود ندارد که تضمین دهد تراکنش امضا شده تنها روی یک زنجیره اجرا میشود. دارندگانی که قصد فروش سکههای فورک شده را دارند، نهتنها باید منتظر بمانند تا صرافیها ابزار جداسازی را ارائه دهند، بلکه باید از ثبت هرگونه تراکنش با ورودیهایی که در هر دو زنجیره مشترک است خودداری کنند. این محدودیت موقت، شاید تنها راهی باشد که از یک خطای پرهزینه جلوگیری میکند. نبود محافظت بازپخشی در BIP-110، این رویداد را به یک ریسک امنیتی بیسابقه برای کاربران عادی تبدیل کرده است.
آنچه رویداد پیشرو را به یک نقطه عطف در تاریخ بیتکوین تبدیل کرده، صرفاً بحث بر سر محدودیت دادههای غیرپرداختی نیست، بلکه شکاف عمیقی است که میان دو دیدگاه درباره ماهیت این شبکه ایجاد شده است. در یک سو، گروهی خواستار پالایش و حفظ خلوص تراکنشهای مالی هستند و در سوی دیگر، طیفی از توسعهدهندگان و سرمایهگذاران نگران ایجاد رویهای خطرناک از طریق اعمال سانسور بر محتوای بلاکها. این تقابل، همراه با فقدان هرگونه محافظت بازپخشی، رویدادی را رقم زده که در آن اشتباه یک کاربر عادی میتواند به قیمت از دست رفتن دارایی واقعی تمام شود.
BIP-110 از نظر فنی یک سافتفورک است، اما مکانیسم سیگنالدهی اجباری آن را به یک میدان مین برای کاربران تبدیل کرده است. جایی که اکثریت ماینرها با حمایت حدود ۲٫۶ درصدی از اجرای آن سر باز زدهاند، گروهی کوچک میتوانند با ادامه استخراج شاخه جدید، زنجیرهای موازی ایجاد کنند. خطر اصلی در وضعیتی رخ مینماید که هر دو زنجیره، تا پیش از فعال شدن محدودیتهای داده در سپتامبر، تراکنشهای یکسانی را معتبر میدانند. این یعنی هر امضایی روی شاخه جدید، کد ورود به کیف پول روی شبکه اصلی را هم در خود دارد.
صرافیها و کیفپولها در موقعیتی دشوار گرفتار شدهاند؛ از یک سو وسوسه فهرست کردن سکههای جدید برای جذب کارمزد، و از سوی دیگر ترس از مسئولیت در قبال کاربرانی که قربانی حملات بازپخش میشوند. فرآیند جداسازی سکهها نیازمند تشخیص خروجیهای منحصربهفرد هر زنجیره و خرج کردن آنها با تراکنشهای غیرقابل پخش روی زنجیره دیگر است. تا زمانی که این ابزارها توسط توسعهدهندگان ارائه نشوند، دارندگان بزرگ بیتکوین که حجم بالایی از دارایی خود را در یک آدرس نگه داشتهاند، در صدر فهرست اهداف مهاجمان قرار دارند.
حتی اگر یک شاخه دوم شکل بگیرد، بقای آن به قدرت هش کافی وابسته است. با حمایت معدنی در حد چند درصد، تولید بلاک در این زنجیره با کندی غیرطبیعی مواجه میشود. این کندی نه تنها اعتماد را کاهش میدهد، بلکه فرصت مهاجمان برای رهگیری تراکنشها را افزایش میدهد. از سوی دیگر، صرافیها معمولاً برای پشتیبانی از یک زنجیره جدید به بلوغ و امنیت نسبی نیاز دارند. در غیاب این شرایط، سکههای فورک شده ممکن است هیچ بازار نقدی پیدا نکنند و دارندگانی که به امید فروش سریع دست به اقدام بزنند، نه تنها با خطر بازپخش مواجه میشوند، بلکه با یک دارایی بیارزش نیز روبهرو خواهند شد.
یکی از معدود نکات اطمینانبخش در این میان، عدم قطعیت خود رویداد است. پنجره سیگنالدهی اجباری ممکن است به دلیل نوسان زمان تولید بلاکها جابجا شود و ممکن است هرگز به آستانه لازم برای شکاف کامل نرسد. اکثریت ماینرها هنوز موضعی اتخاذ نکردهاند و فشار دو گروه موافق و مخالف میتواند آنها را به سمت یکی از شاخهها سوق دهد. با این حال، آنچه روشن است، وجود یک پنجره آسیبپذیری در صورت وقوع فورک است که در آن هیچ نهاد مرکزی برای تضمین امنیت تراکنشها وجود نخواهد داشت.
BIP-110 بیش از یک پیشنهاد فنی، آزمونی برای بلوغ اکوسیستم بیتکوین در مدیریت اختلافات اجماع و حفاظت از کاربران در برابر پیامدهای ناخواسته است. ترکیب یک شکاف ایدئولوژیک با نبود محافظت بازپخشی و حمایت معدنی اندک، خطر حملات تکرار را به بزرگترین تهدید این رویداد تبدیل کرده که میتواند دارندگان عادی را بدون تقصیر با از دست دادن دارایی واقعی مواجه کند. در چنین فضایی، بهترین راهبرد برای دنبالکنندگان بازار، نظاره و انتظار برای روشن شدن وضعیت زیرساختها و ارائه ابزارهای جداسازی است. تصمیمگیری عجولانه در این میدان مین فنی و امنیتی، هزینهای دارد که قابل جبران نخواهد بود.