
کریستیز بخش تخصصی NFT خود را منحل میکند: پایان یک دوره یا آغازی جدید برای هنر دیجیتال؟
خانه حراج کریستیز با ادغام بخش NFT خود، بازار هنر دیجیتال را با پرسشهای جدیدی روبرو کرده است. آیا این یک عقبنشینی است یا یک استراتژی هوشمندانه برای آینده؟

خانه حراج کریستیز با ادغام بخش NFT خود، بازار هنر دیجیتال را با پرسشهای جدیدی روبرو کرده است. آیا این یک عقبنشینی است یا یک استراتژی هوشمندانه برای آینده؟
جدول محتوا [نمایش]
خانه حراج کریستیز (Christie’s)، غول ۲۵۶ ساله بریتانیایی در دنیای هنر، با اتخاذ یک «تصمیم استراتژیک» اعلام کرده است که دپارتمان تخصصی هنر دیجیتال و فروش توکنهای غیرمثلی (NFT) خود را تعطیل میکند. این خبر که در ابتدا باعث نگرانی فعالان فضای وب ۳ (Web3) شد، به معنای خروج کامل کریستیز از این حوزه نیست. در واقع، این مجموعه قصد دارد فروش آثار هنری مبتنی بر بلاکچین را در دستهبندی گستردهتر «هنر قرن بیستم و بیستویکم» ادغام کند. این تغییر ساختار با تعدیل نیروی دو نفر از کارمندان این بخش، از جمله معاون هنر دیجیتال، همراه بوده است، هرچند که حداقل یک متخصص هنر دیجیتال در این مجموعه باقی خواهد ماند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که کریستیز پیش از این حضور پررنگی در فضای NFT داشت و با فروشهای رکوردشکن مانند اثر «هر روز: ۵۰۰۰ روز اول» از هنرمند معروف، بیپل (Beeple)، به قیمت ۶۹.۳ میلیون دلار در مارس ۲۰۲۱، نقش مهمی در معرفی این فناوری به جهان هنر سنتی ایفا کرده بود.
مطالعه اخبار ارزدیجیتال در بلاکچین نیوزپیپر
پیشنهاد مطالعه : تحلیل قیمت اتریوم: چرا سد ۴۵۰۰ دلاری شکسته نمیشود؟
تحلیلگران دلایل متفاوتی را برای این تصمیم کریستیز مطرح میکنند. یکی از مهمترین عوامل، رکود کلی در بازار جهانی هنر است. بر اساس گزارش «آرت بازل و UBS» در سال ۲۰۲۵، فروش جهانی هنر در سال ۲۰۲۴ با ۱۲ درصد کاهش به ۵۷ میلیارد دلار رسیده و فروش خانههای حراج نیز افتی ۲۰ درصدی را تجربه کرده است. فنی لاکوبی، مشاور و کلکسیونر هنر دیجیتال، معتقد است که وقتی یک دپارتمان درآمد کمتری نسبت به بخشهای دیگر ایجاد میکند، توجیه وجودی خود را از دست میدهد، حتی اگر فروشهای موفقی نیز داشته باشد. از نظر او، این اقدام کریستیز یک «سیگنال عمومی عالی» نیست، اما باید به خاطر داشت که مدل کسبوکار خانههای حراج عمدتاً بر فروش آثار در بازار ثانویه (Secondary Market) از هنرمندان و برندهای شناختهشده متمرکز است و شاید هنوز برای پیادهسازی این مدل در مقیاس بزرگ برای هنر دیجیتال زود باشد.
در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که این تصمیم را نه نشانهی ضعف تقاضا برای داراییهای دیجیتال، بلکه نتیجهی یک مدل کسبوکار «ناپایدار و معیوب» میداند. یک کلکسیونر با نام مستعار بنجی استدلال میکند که دریافت کمیسیون ۲۵ تا ۳۰ درصدی برای فروش یک دارایی دیجیتال که نیازی به احراز هویت فیزیکی، انبارداری، بیمه یا حملونقل ندارد، در برابر رقبای آنلاینی که همین خدمات را با کارمزد صفر ارائه میدهند، منطقی نیست. از این منظر، خروج کریستیز با مدل سنتیاش از این فضا میتواند یک «اتفاق مثبت» باشد، زیرا یک واسطهی گرانقیمت از چرخه حذف شده و ارزش بیشتری به هنرمندان و مجموعهداران میرسد.
ادغام دپارتمان NFT در بخش هنر قرن بیستم و بیستویکم، بیش از آنکه یک عقبنشینی باشد، میتواند نشاندهنده بلوغ و پذیرش هنر دیجیتال به عنوان بخشی جداییناپذیر از جریان اصلی هنر معاصر تلقی شود. این حرکت، توکنهای غیرمثلی را از یک کنجکاوی فناورانه و یک بازار نوظهور پرنوسان، به یک مدیوم هنری معتبر در کنار نقاشی، مجسمهسازی و سایر اشکال هنری تبدیل میکند. این رویکرد میتواند به معرفی هنرمندان دیجیتال جدید به کلکسیونرهای سنتی کمک کرده و توسعه بازار اولیه (Primary Market) را تقویت کند. کریستیز با این کار، به جای تمرکز بر یک دپارتمان مجزا که ممکن است در دورههای رکود آسیبپذیر باشد، هنر مبتنی بر بلاکچین را در بطن فعالیتهای اصلی خود جای میدهد و به آن مشروعیت بلندمدت میبخشد.
بازار NFT در چند سال اخیر دورهای پر از تلاطم را پشت سر گذاشته است. سال ۲۰۲۳ به عنوان بدترین سال این بازار از نظر حجم معاملات از سال ۲۰۲۰ به بعد شناخته شد که بخشی از آن به دلیل نوسانات شدید بازار کریپتو و افزایش قیمت توکنها بود. با این حال، در سال ۲۰۲۵ نشانههایی از احیا مشاهده شد و در ماه آگوست، ارزش بازار این حوزه با افزایشی ۴۰ درصدی نسبت به ماه قبل به بیش از ۹.۳ میلیارد دلار رسید. اگرچه در هفتههای اخیر بازار کمی آرام شده، اما ارزش کل آن همچنان حدود ۵.۹۷ میلیارد دلار است و در ۲۴ ساعت گذشته رشد ۲ درصدی را تجربه کرده است.
کلکسیونهای بزرگ و شناختهشده نیز همچنان فعال هستند و نشان میدهند که تقاضا برای پروژههای باکیفیت پابرجاست. برای مثال، مجموعه کریپتوپانکها (CryptoPunks) با رشد ۱.۹ درصدی، حجم معاملات ۲۰۸ هزار دلاری داشته است. کلکسیون Bored Ape Yacht Club از آزمایشگاه یوگا لبز (Yuga Labs) با رشد ۳.۷ درصدی، حجم معاملهای بیش از ۱.۲ میلیون دلار را ثبت کرده و مجموعه پاجی پنگوئنها (Pudgy Penguins) نیز با رشد ۲ درصدی، به حجم معاملات ۹۰۵ هزار دلاری دست یافته است. این آمار نشان میدهد که علیرغم تغییرات ساختاری در نهادهای بزرگی مانند کریستیز، اکوسیستم NFT همچنان زنده است و به تکامل خود ادامه میدهد.
خانه حراج کریستیز (Christie’s)، یکی از غولهای ۲۵۶ سالهٔ بریتانیایی در دنیای هنر، اخیراً اعلام کرده است که دپارتمان تخصصی هنر دیجیتال و فروش توکنهای غیرمثلی (NFT) خود را تعطیل میکند. این خبر در نگاه اول ممکن است سیگنالی منفی برای بازار نوپای هنر دیجیتال تلقی شود، اما سخنگوی کریستیز این اقدام را یک «تصمیم استراتژیک» توصیف کرده است. بر اساس این تغییر ساختار، فروش آثار هنری مبتنی بر بلاکچین متوقف نخواهد شد؛ بلکه از این پس، این داراییها در کنار سایر آثار، تحت دستهبندی وسیعتر «هنر قرن بیستم و بیستویکم» به حراج گذاشته خواهند شد. این اقدام با تعدیل نیروی دو کارمند، از جمله معاون بخش هنر دیجیتال، همراه بوده است، اما کریستیز همچنان حداقل یک متخصص هنر دیجیتال را در تیم خود حفظ خواهد کرد. این خانه حراج سابقهٔ درخشانی در فضای NFT دارد و فروش تاریخی اثر «Everydays: The First 5000 Days» از هنرمند معروف، مایک وینکلمن (Beeple)، به قیمت ۶۹.۳ میلیون دلار در مارس ۲۰۲۱ را در کارنامه خود ثبت کرده است. کریستیز همچنین با راهاندازی پلتفرم حراج NFT در سپتامبر ۲۰۲۲ و یک تیم املاک مبتنی بر کریپتو، حمایت خود را از اکوسیستم وب۳ نشان داده بود.
کارشناسان دو دیدگاه متفاوت را در مورد دلایل این تصمیم کریستیز مطرح میکنند. فنی لاکوبی، مشاور و کلکسیونر هنر دیجیتال، معتقد است که این اقدام مستقیماً با «انقباض فعلی بازار هنر» در ارتباط است. گزارش بازار هنر آرت بازل و UBS در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که فروش جهانی هنر در سال ۲۰۲۴ با ۱۲ درصد کاهش به ۵۷ میلیارد دلار رسیده و فروش ترکیبی خانههای حراج نیز ۲۰ درصد افت کرده است. از نگاه لاکوبی، وقتی یک دپارتمان درآمد کمتری نسبت به بخشهای دیگر ایجاد میکند، توجیه اقتصادی برای حفظ آن، حتی با وجود فروشهای موفق مقطعی، از بین میرود. او اضافه میکند که مدل کسبوکار خانههای حراج عمدتاً بر «بازار ثانویه» (فروش مجدد آثار هنرمندان شناختهشده) متمرکز است و این مدل هنوز برای هنر دیجیتال که در مراحل اولیه رشد خود قرار دارد، بهطور کامل کارآمد و مقیاسپذیر نیست. به عقیده او، اکنون زمان مناسبی برای تمرکز بر توسعه «بازار اولیه» (فروش مستقیم آثار از هنرمندان جدید) و معرفی هنرمندان دیجیتال به کلکسیونرهای سنتی است.
در مقابل، یک کلکسیونر NFT با نام مستعار بنجی، استدلال میکند که این تصمیم نه نشانه ضعف تقاضا برای هنر دیجیتال، بلکه ناشی از یک مدل کسبوکار «ناپایدار و معیوب» است. او این تغییر مسیر را «لحظه کداک» کریستیز مینامد؛ اشارهای به غفلت شرکت کداک از انقلاب عکاسی دیجیتال. بنجی میپرسد: «چگونه میتوان برای فروش داراییای که نیازی به احراز هویت، انبارداری، بیمه یا حملونقل فیزیکی ندارد، کارمزدی بین ۲۵ تا ۳۰ درصد دریافت کرد، در حالی که رقبای آنلاین کارمزد صفر برای همین معامله دریافت میکنند؟» از دیدگاه او، خروج کریستیز از این فضا در نهایت به نفع اکوسیستم است، زیرا با حذف یک «استخراجکننده ارزش»، ارزش بیشتری به هنرمندان و کلکسیونرها بازمیگردد.
بازار توکنهای غیرمثلی طی چند سال گذشته فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کرده است. سال گذشته به دلیل نوسانات شدید و افزایش قیمت توکنها، از نظر حجم معاملات و فروش، بدترین سال از سال ۲۰۲۰ برای این بازار بود. با این حال، در سال ۲۰۲۵ نشانههایی از حیات مجدد در این بخش دیده میشود. در ماه آگوست، به لطف رشد قیمت کلکسیونهای مبتنی بر اتریوم و خود اتر (ETH)، ارزش بازار این بخش با ۴۰ درصد افزایش نسبت به ماه قبل، به بیش از ۹.۳ میلیارد دلار رسید. اگرچه در هفتههای اخیر بازار کمی آرامتر شده، اما ارزش کل آن همچنان حدود ۵.۹۷ میلیارد دلار است و در یک بازه ۲۴ ساعته رشد ۲ درصدی را نیز تجربه کرده است.
بسیاری از کلکسیونهای بزرگ NFT نیز شاهد رشد بودهاند. برای مثال، مجموعه کریپتوپانکها (CryptoPunks) ۱.۹ درصد رشد و حجم معاملات بیش از ۲۰۸ هزار دلاری را ثبت کرده است. کلکسیون مشهور Bored Ape Yacht Club از آزمایشگاه یوگا (Yuga Labs) با رشد ۳.۷ درصدی، حجم معاملاتی بیش از ۱.۲ میلیون دلار را به خود اختصاص داده و مجموعه Pudgy Penguins نیز با ۲ درصد رشد، حجم معاملاتی حدود ۹۰۵ هزار دلار داشته است. این آمار نشان میدهد که با وجود تغییر استراتژی بازیگران نهادی مانند کریستیز، فعالیت و علاقه در سطح جامعه کاربری و کلکسیونرها همچنان پابرجاست و این بازار در حال یافتن مسیری پایدارتر برای رشد آینده خود است.
خانهٔ حراج کریستیز (Christie’s)، یکی از غولهای بازار هنر با قدمتی بیش از ۲۵۰ سال، در یک اقدام استراتژیک اعلام کرده است که بخش مستقل هنر دیجیتال خود را میبندد. این تصمیم به معنای پایان فروش توکنهای غیرقابل تعویض (NFT) توسط این موسسه نیست؛ بلکه از این پس، آثار هنری مبتنی بر بلاکچین در کنار سایر آثار هنری مدرن و معاصر، تحت دستهبندی جامعتر «هنر قرن بیستم و بیستویکم» به حراج گذاشته خواهند شد. این تغییر ساختار که با تعدیل دو کارمند، از جمله معاون بخش هنر دیجیتال، همراه بوده است، در بحبوحهٔ رکود جهانی بازار هنر صورت میگیرد و بازتابدهندهٔ چالشها و فرصتهای پیش روی نهادهای سنتی در مواجهه با دنیای وب۳ است. کریستیز که سابقهٔ درخشانی در فضای NFT دارد و فروش تاریخی اثر ۶۹.۳ میلیون دلاری «بیپل» (Beeple) را در کارنامه خود ثبت کرده است، با این اقدام نشان میدهد که به جایگاه هنر دیجیتال در تاریخ هنر معاصر باور دارد، اما مدل کسبوکار مستقل آن را در شرایط فعلی اقتصادی، پایدار نمیداند.
این تصمیم کریستیز را نمیتوان بدون در نظر گرفتن شرایط کلی بازار هنر تحلیل کرد. بر اساس گزارش «آرت بازل و یوبیاس» (Art Basel & UBS)، فروش جهانی هنر در سال ۲۰۲۴ با ۱۲ درصد کاهش به ۵۷ میلیارد دلار رسیده و فروش ترکیبی خانههای حراج نیز با افتی ۲۰ درصدی، ۲۳ میلیارد دلار را به ثبت رسانده است. در چنین فضایی، حفظ یک بخش مستقل که درآمدزایی آن نسبت به سایر بخشها کمتر است، از نظر اقتصادی توجیهپذیر نیست. فانی لاکوبی، مشاور و مجموعهدار هنر دیجیتال، معتقد است که این اقدام کریستیز با «انقباض فعلی بازار هنر» ارتباط مستقیم دارد. به گفتهٔ او، خانههای حراج نمیتوانند یک دپارتمان کامل را برای حوزهای حفظ کنند که هنوز به مقیاسپذیری مدل درآمدی بخشهای سنتی نرسیده است. اگرچه این حرکت ممکن است در نگاه اول یک «سیگنال عمومی منفی» برای جامعهٔ NFT تلقی شود، اما لاکوبی یادآوری میکند که تمرکز اصلی خانههای حراج بزرگ بر بازار ثانویه و فروش آثار هنرمندان شناختهشده است. از این منظر، شاید هنوز برای اعمال این مدل بر هنر دیجیتال که ماهیتی نوظهور دارد، زود باشد.
در مقابل، برخی از فعالان و مجموعهداران فضای کریپتو معتقدند که مشکل اصلی نه در کاهش تقاضا برای هنر دیجیتال، بلکه در مدل کسبوکار «ناکارآمد و ناپایدار» خانههای حراج سنتی برای این حوزه است. یک مجموعهدار با نام مستعار «بنجی» این اقدام کریستیز را «لحظهٔ کداک» (Kodak moment) توصیف میکند؛ استعارهای از شکست یک غول صنعتی در سازگاری با فناوریهای جدید. او این پرسش را مطرح میکند که چگونه یک نهاد میتواند کمیسیون ۲۵ تا ۳۰ درصدی برای فروش یک دارایی دیجیتال دریافت کند که نیازی به احراز هویت، انبارداری، بیمه یا حملونقل فیزیکی ندارد؟ این در حالی است که پلتفرمهای آنلاین رقیب، همین خدمات را با کمیسیون صفر ارائه میدهند. از این دیدگاه، خروج کریستیز از این ساختار مستقل، یک «اتفاق مثبت» برای اکوسیستم است، زیرا با حذف یک «ارزشکِش» (value extractor)، ارزش بیشتری برای هنرمندان و مجموعهداران باقی میماند. این تحلیل نشان میدهد که اصول تمرکززدایی و شفافیت در وب۳ با ساختارهای متمرکز و پرهزینهٔ سنتی در تضاد است و نهادهایی موفق خواهند بود که بتوانند مدل خود را با این پارادایم جدید وفق دهند.
با وجود این تغییر ساختار در کریستیز، بازار NFT همچنان به حیات خود ادامه میدهد. این بازار که سال گذشته بدترین عملکرد خود را از سال ۲۰۲۰ تجربه کرده بود، در سال ۲۰۲۵ نشانههایی از بازگشت را به نمایش گذاشته است. در ماه آگوست، ارزش بازار این بخش با یک رشد ۴۰ درصدی به بیش از ۹.۳ میلیارد دلار رسید و اگرچه در هفتههای اخیر کمی افت کرده، اما همچنان در سطح ۵.۹۷ میلیارد دلار قرار دارد. مجموعههای بزرگی مانند کریپتوپانکها (CryptoPunks)، بورد ایپ یات کلاب (Bored Ape Yacht Club) و پاجی پنگوئنز (Pudgy Penguins) نیز در روزهای اخیر شاهد رشد قیمت و افزایش حجم معاملات بودهاند. این آمار نشان میدهد که تقاضا برای داراییهای دیجیتال همچنان وجود دارد. اقدام کریستیز را میتوان نه به عنوان پایان یک دوره، بلکه به عنوان آغاز فصلی جدید تفسیر کرد؛ فصلی که در آن هنر NFT از یک کنجکاوی تکنولوژیک خارج شده و به عنوان بخشی جداییناپذیر از تاریخ هنر معاصر پذیرفته میشود. ادغام آن با هنر قرن بیستم و بیستویکم، گامی در جهت مشروعیتبخشی و تثبیت جایگاه آن در گفتمان اصلی هنر است، حتی اگر این گذار با چالشهای اقتصادی و بازنگری در مدلهای کسبوکار همراه باشد.
تصمیم اخیر خانه حراج کریستیز برای ادغام بخش هنر دیجیتال خود در دستهبندی وسیعتر «هنر قرن بیستم و بیست و یکم» بازتاب گستردهای در میان فعالان حوزه کریپتو و هنر داشته است. این اقدام که با تعدیل دو نفر از کارمندان، از جمله معاون بخش هنر دیجیتال، همراه بود، گمانهزنیهای مختلفی را به دنبال داشت. در حالی که این خانه حراج ۲۵۶ ساله تأکید کرده که فروش توکنهای غیرمثلی (NFT) را متوقف نخواهد کرد، کارشناسان دلایل این تغییر استراتژیک را در دو حوزه اصلی جستجو میکنند: رکود کلی بازار هنر و ناکارآمدی مدل کسبوکار سنتی در مواجهه با نوآوریهای وب۳. درک این دو دیدگاه به ما کمک میکند تا تصویر روشنتری از آینده تعامل نهادهای سنتی با دنیای بلاکچین و داراییهای دیجیتال داشته باشیم.
یکی از قویترین تحلیلها، تصمیم کریستیز را به انقباض فعلی بازار جهانی هنر مرتبط میداند. فنی لاکوبی، مشاور، کیوریتور و کلکسیونر هنر دیجیتال، معتقد است که شرایط کلان اقتصادی، عامل اصلی این جابجایی است. بر اساس گزارش «آرت بازل و یوبیاس» برای سال ۲۰۲۵، فروش جهانی هنر در سال ۲۰۲۴ با ۱۲ درصد کاهش به ۵۷ میلیارد دلار رسیده است. به طور خاص، فروش ترکیبی عمومی و خصوصی خانههای حراج با افتی ۲۰ درصدی به ۲۳ میلیارد دلار سقوط کرده است. در چنین شرایطی، نگهداری یک بخش مستقل که درآمدزایی کمتری نسبت به سایر بخشها دارد، حتی با وجود فروشهای موفق مقطعی، از نظر اقتصادی قابل توجیه نیست. از نگاه لاکوبی، این اقدام کریستیز یک سیگنال عمومی مثبت تلقی نمیشود، اما باید به خاطر داشت که مدل کسبوکار خانههای حراج بزرگ عمدتاً بر فروش آثار در بازار ثانویه از هنرمندان و برندهای شناختهشده متمرکز است. این مدل هنوز برای هنر دیجیتال که در مراحل اولیه رشد خود قرار دارد، به بلوغ نرسیده و مقیاسپذیر نیست. او پیشنهاد میکند که اکنون زمان مناسبی برای تمرکز بر توسعه بازار اولیه و معرفی هنرمندان دیجیتال جدید به کلکسیونرهای سنتی است، مسیری که میتواند به رشد پایدار اکوسیستم کمک کند.
در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که مشکل را نه در کاهش تقاضا برای هنر دیجیتال، بلکه در ساختار معیوب و ناپایدار مدل کسبوکار کریستیز میبیند. یک کلکسیونر NFT با نام مستعار «بنجی» استدلال میکند که این تغییر نشاندهنده ضعف بازار NFT یا بیعلاقگی نهادها به «جیپگهای ما» نیست. به عقیده او، این یک «لحظه کداک» برای کریستیز است؛ یعنی ناتوانی در سازگاری با یک فناوری متحولکننده. سؤال اصلی اینجاست: چگونه یک خانه حراج میتواند کمیسیون ۲۵ تا ۳۰ درصدی برای فروش یک دارایی دیجیتال دریافت کند که نیازی به احراز هویت فیزیکی، انبارداری، بیمه یا حملونقل ندارد؟ این در حالی است که پلتفرمهای آنلاین رقیب مانند Gondi همین خدمات را با کمیسیون صفر ارائه میدهند. این شکاف قیمتی، مدل سنتی را در بلندمدت غیرقابل رقابت میسازد. از این منظر، خروج یک نهاد با ساختار هزینهای بالا که «ارزش را استخراج میکند»، میتواند در نهایت به نفع هنرمندان و کلکسیونرها تمام شود، زیرا ارزش بیشتری در اکوسیستم باقی میماند. این تحلیل بر این نکته تأکید دارد که اصول اقتصاد غیرمتمرکز و شفافیت بلاکچین، مدلهای واسطهمحور سنتی را به چالش میکشد.
فارغ از دلایل داخلی کریستیز، بررسی وضعیت کلی بازار NFT تصویری پیچیدهتر و پویاتر را نشان میدهد. این بازار سالهای پرنوسانی را پشت سر گذاشته و سال گذشته از نظر حجم معاملات و فروش، بدترین عملکرد را از سال ۲۰۲۰ به ثبت رساند. با این حال، نشانههایی از احیا در سال ۲۰۲۵ دیده میشود. در ماه آگوست، ارزش بازار این بخش با یک جهش ۴۰ درصدی نسبت به ماه جولای، به بیش از ۹.۳ میلیارد دلار رسید که عمدتاً ناشی از رشد قیمت کلکسیونهای مبتنی بر اتریوم و خود اتر (ETH) بود. هرچند در هفتههای اخیر بازار کمی آرامتر شده، اما ارزش کل آن همچنان در سطح ۵.۹۷ میلیارد دلار قرار دارد و در ۲۴ ساعت گذشته ۲ درصد رشد را تجربه کرده است. کلکسیونهای بزرگی مانند CryptoPunks، Bored Ape Yacht Club و Pudgy Penguins نیز همگی شاهد افزایش قیمت و حجم معاملات قابل توجهی بودهاند. این آمار نشان میدهد که بازار هنر دیجیتال و NFT زنده و پویاست و تصمیم یک بازیگر بزرگ، هرچند مهم، لزوماً به معنای پایان راه این فناوری نیست. بلکه ممکن است نشانگر یک دوره گذار باشد که در آن مدلهای کسبوکار جدید و کارآمدتر جایگزین ساختارهای سنتی و پرهزینه میشوند.
در یک تحول مهم برای بازار هنر دیجیتال، خانه حراج مشهور کریستیز (Christie’s)، که نقشی کلیدی در معرفی توکنهای غیرقابل تعویض (NFT) به مخاطبان جهانی داشت، طبق گزارشها در حال بازنگری ساختار خود و انحلال دپارتمان تخصصی NFT است. این تصمیم استراتژیک که شامل ادغام فروش NFTها در دستهبندی وسیعتر «هنر قرن بیستم و بیست و یکم» میشود، موجی از تحلیلها و گمانهزنیها را در مورد آینده این بازار نوظهور به راه انداخته است. کریستیز که با فروش تاریخی اثر «Everydays: The First 5000 Days» از هنرمند معروف، بیپل (Beeple)، به قیمت ۶۹.۳ میلیون دلار در سال ۲۰۲۱، به نوعی آغازگر تب NFT در بازار هنر بود، اکنون با این اقدام خود، پرسشهای جدی را در مورد پایداری مدلهای کسبوکار سنتی در مواجهه با داراییهای دیجیتال مطرح میکند. این تغییر ساختار نه تنها یک جابجایی داخلی، بلکه سیگنالی مهم برای هنرمندان، مجموعهداران و سرمایهگذاران این حوزه تلقی میشود.
بر اساس بیانیه سخنگوی کریستیز، این اقدام یک «تصمیم استراتژیک» است و به معنای پایان حضور این خانه حراج در فضای NFT نیست. بلکه، فروش آثار هنر دیجیتال و NFTها از این پس زیر چتر یک دپارتمان بزرگتر و جامعتر ادامه خواهد یافت. با این حال، این تجدید ساختار با تعدیل نیرو نیز همراه بوده است و دو کارمند، از جمله معاون بخش هنر دیجیتال، از این مجموعه جدا شدهاند. البته، کریستیز حداقل یک متخصص هنر دیجیتال را در تیم خود حفظ خواهد کرد تا تخصص لازم برای مدیریت این داراییها همچنان در دسترس باشد. این رویکرد نشان میدهد که کریستیز به جای حذف کامل NFTها از فهرست حراجهای خود، به دنبال یافتن جایگاهی پایدارتر و یکپارچهتر برای آنها در کنار آثار هنری فیزیکی و سنتی است. این حرکت میتواند تلاشی برای عادیسازی هنر دیجیتال و پذیرش آن به عنوان بخشی جداییناپذیر از تاریخ هنر معاصر باشد، نه یک حوزه مستقل و جداگانه.
تحلیلگران دو دلیل اصلی را برای این تصمیم کریستیز مطرح میکنند. دیدگاه اول، این اقدام را به انقباض کلی بازار جهانی هنر مرتبط میداند. بر اساس گزارش «آرت بازل و یوبیاس»، فروش جهانی هنر در سال ۲۰۲۴ با ۱۲ درصد کاهش به ۵۷ میلیارد دلار رسیده و فروش خانههای حراج نیز افتی ۲۰ درصدی را تجربه کرده است. از این منظر، زمانی که درآمد یک بخش تخصصی مانند NFT در مقایسه با سایر بخشها کاهش مییابد، منطقی است که یک مجموعه برای بهینهسازی هزینهها، آن را در ساختاری بزرگتر ادغام کند. دیدگاه دوم اما مدل کسبوکار سنتی خانههای حراج را زیر سؤال میبرد. یکی از مجموعهداران برجسته با نام مستعار «بنجی» معتقد است که مشکل اصلی، ضعف تقاضا برای هنر دیجیتال نیست، بلکه مدل «ناپایدار و معیوب» کریستیز است. او میپرسد چگونه میتوان کمیسیون ۲۵ تا ۳۰ درصدی را برای داراییای توجیه کرد که نیازی به احراز هویت، انبارداری، بیمه یا حملونقل فیزیکی ندارد، در حالی که رقبای آنلاین با کمیسیون صفر همین خدمات را ارائه میدهند. از نظر او، این اقدام کریستیز یک «لحظه کداک» است که نشان از ناتوانی در سازگاری با فناوریهای جدید دارد.
این خبر واکنشهای متفاوتی را در جامعه کریپتو برانگیخته است. برخی مانند فنی لاکوبی، مشاور و کیوریتور هنر دیجیتال، معتقدند که این اقدام «سیگنال عمومی خوبی نیست»، اما یادآوری میکنند که مدل خانههای حراج عمدتاً بر فروش آثار ثانویه از هنرمندان شناختهشده متمرکز است و شاید هنوز برای پیادهسازی این مدل در مقیاس بزرگ برای هنر دیجیتال زود باشد. او پیشنهاد میکند که اکنون زمان مناسبی برای تمرکز بر توسعه بازار اولیه و معرفی هنرمندان دیجیتال جدید به مجموعهداران سنتی است. در مقابل، دیدگاههای خوشبینانهتری نیز وجود دارد که خروج بازیگران سنتی با کمیسیون بالا را به نفع اکوسیستم میدانند. از این منظر، حذف واسطههایی که ارزش قابل توجهی از معامله را به عنوان کمیسیون برمیدارند، باعث میشود ارزش بیشتری به دست هنرمندان و مجموعهداران برسد و این یک «مثبت خالص» برای بازار است.
تصمیم کریستیز در حالی اتخاذ میشود که بازار NFT پس از یک دوره رکود طولانی، نشانههایی از بهبود را به نمایش گذاشته است. سال گذشته به عنوان یکی از بدترین سالها برای حجم معاملات NFT از سال ۲۰۲۰ ثبت شد، اما در ماههای اخیر، شاهد رشد قابل توجهی بودهایم. ارزش بازار این بخش در ماه آگوست با جهشی ۴۰ درصدی نسبت به ماه قبل به بیش از ۹.۳ میلیارد دلار رسید. اگرچه در هفتههای اخیر بازار کمی آرامتر شده، اما همچنان در سطح مناسبی قرار دارد. مجموعههای بزرگی مانند کریپتوپانکها (CryptoPunks)، بورد ایپ یات کلاب (Bored Ape Yacht Club) و پاجی پنگوئنز (Pudgy Penguins) نیز در بازههای زمانی کوتاه شاهد رشد قیمت و حجم معاملات بودهاند. این آمار نشان میدهد که با وجود چالشها و نوسانات، علاقه و فعالیت در بازار NFT همچنان زنده است و این اکوسیستم در حال تکامل و یافتن مسیر پایداری خود است. تصمیم کریستیز بیش از آنکه پایان NFTها را اعلام کند، بیانگر آغاز فصلی جدید در رابطه میان نهادهای سنتی و هنر دیجیتال است؛ فصلی که در آن مدلهای کسبوکار باید برای بقا، خود را با ماهیت غیرمتمرکز و کارآمد فناوری بلاکچین تطبیق دهند.
آدرس ای میل شما نمایش داده نمیشود.