
خرید ۲۸۲ بیتکوین در بحبوحه افت بازار؛ استراتژی کاردون چیست؟
گرنت کاردون در ادامه سقوط رمزارزها ۲۸۲ بیتکوین خرید. شرکت او با هدایت درآمد اجاره به بیتکوین، به دنبال انباشت ۱۰ هزار واحدی تا چند سال آینده است.

گرنت کاردون در ادامه سقوط رمزارزها ۲۸۲ بیتکوین خرید. شرکت او با هدایت درآمد اجاره به بیتکوین، به دنبال انباشت ۱۰ هزار واحدی تا چند سال آینده است.
همزمان با عقبنشینی قیمت بیتکوین به کانال ۶۳ هزار دلاری در پی تنشهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه، شرکت سرمایهگذاری گرنت کاردون بار دیگر از فرصت کاهش قیمت برای تقویت ذخایر خود استفاده کرد. این اقدام در حالی صورت میگیرد که استراتژی ترکیب درآمدهای اجاری با خرید کریپتوکارنسی به الگوی اصلی کاردون شرکت تبدیل شده است.
مطالعه اخبار بلاکچین در بلاکچین نیوزپیپر
پیشنهاد مطالعه : آیا دادگاه عالی آمریکا نبرد نظارتی بر پیشبینیهای ورزشی را حل میکند؟
جدول محتوا [نمایش]
گرنت کاردون، سرمایهگذار نامآشنا در حوزه مستغلات، روز ۱۹ ژوئن در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که شرکتش «کاردون کپیتال» موفق به خرید ۲۸۲ واحد بیتکوین دیگر شده است. این محموله با احتساب قیمت لحظهای بازار، ارزشی در حدود ۱۸ میلیون دلار دارد و در شرایطی انجام شده که بیتکوین به دلیل نگرانیهای ناشی از درگیری لبنان و اسرائیل، کاهشی قابل توجه را تجربه کرده است.
جدیدترین خرید کاردون کپیتال در ادامه روندی شکل گرفته است که طی آن این شرکت در افت قیمتی قبلی نیز ۱۳۰ بیتکوین به ارزش حدود ۹.۷ میلیون دلار خریداری کرده بود. این شرکت از ابتدای سال جاری با اتخاذ یک استراتژی سیستماتیک، بخشی از درآمد حاصل از اجاره مجتمعهای مسکونی خود را به خرید این ارز دیجیتال اختصاص داده و تا ماه ژانویه موفق به انباشت حدود ۱۰۰۰ واحد بیتکوین شده بود.
منبع تأمین مالی این خریدها از جریان نقدی مازاد مجتمعهای آپارتمانی چندخانواری تأمین میشود؛ به عنوان مثال یکی از این داراییها یک مجموعه ۳۶۶ واحدی در شهر بوکا راتون است. به جای توزیع سود نقدی مازاد میان سرمایهگذاران یا خرید ملک جدید، کاردون کپیتال این پول را مستقیماً به سبد بیتکوین خود هدایت میکند. هدف میانمدت شرکت رسیدن به ۳۰۰۰ بیتکوین تا پایان سال ۲۰۲۶ و در نهایت تملک ۱۰ هزار عدد از این دارایی دیجیتال است.
گفتنی است که در کنفرانس «کانسنس ۲۰۲۶» در میامی، کاردون از افزایش ۱۰۰ میلیون دلاری دیگر در تخصیص بیتکوین این شرکت خبر داد. او توضیح داد که این خرید بخشی از یک معامله بزرگتر شامل خرید املاکی به ارزش ۲۳۵ میلیون دلار بوده است. کاردون مدل تجاری خود را ترکیبی از مستغلات و بیتکوین در قالب یک شرکت با مسئولیت محدود توصیف کرد که آن را از صندوقهای سنتی سرمایهگذاری املاک متمایز میداند.
بر اساس اظهارات کاردون، بسیاری از شرکتکنندگان در این صندوقها پیش از این هرگز در معرض بیتکوین قرار نداشتهاند. او تخمین زده است که ترکیب دو کلاس دارایی میتواند بازدهی سالانه ۲۲ تا ۳۲ درصدی ایجاد کند. به عنوان نمونه، شرکت در ماه مه ۲۰۲۵ صندوق «۱۰X میامی ریور بیتکوین» را راهاندازی کرد که یک مجتمع ۳۴۶ واحدی را با ۱۵ میلیون دلار بیتکوین ترکیب و بخشی از درآمد اجاره را نیز به خرید بیشتر این ارز اختصاص میدهد.
فعالیت کاردون در حوزه داراییهای مبتنی بر بلاکچین به انباشت خزانه محدود نمیشود. او در اوایل سال ۲۰۲۴ ملک ۴۲ میلیون دلاری خود در منطقه گلدن بیچ را در پلتفرم «پراپی» فهرست کرد؛ بازاری املاک مبتنی بر بلاکچین که امکان انجام معامله به صورت همزمان با بیتکوین و دلار و ثبت آن در دفتر کل غیرمتمرکز را فراهم میکند.
مدل کسبوکاری که گرنت کاردون در پیش گرفته، نه صرفاً یک برنامه خرید پلکانی، بلکه نوعی معماری مالی جدید است که مرز بین دو کلاس دارایی کاملاً متفاوت را کمرنگ کرده است. جالب آنکه به اذعان خود او، حدود ۸۰ درصد سرمایهگذارانی که در یکی از صندوقهای مرتبط با بیتکوین这家 شرکت مشارکت کردهاند، پیش از این هیچ تجربهای در تملک مستقیم بیتکوین نداشتهاند. این آمار نشان میدهد که ساختار کاردون تا چه اندازه توانسته است سرمایهگذاران بازار سنتی مستغلات را با یک دارایی دیجیتال پرنوسان آشنا کند، بدون آنکه نیاز باشد آنها مستقیماً با پیچیدگیهای خرید و نگهداری کریپتوکارنسی مواجه شوند.
یکی از جذابترین وجوه این استراتژی، نقش آن به عنوان پلی برای سرمایهگذاران محافظهکار به سوی بازار کریپتو است. بسیاری از افرادی که از طریق صندوقهای کاردون در معرض بیتکوین قرار میگیرند، پیشتر داراییهای خود را صرفاً به املاک فیزیکی اختصاص میدادند. این شرکت با بستهبندی بیتکوین در قالبی آشنا به نام صندوق سرمایهگذاری ملکی، ریسک روانی ورود به یک بازار نوظهور را برای آنها کاهش داده است. به عبارت دیگر، سرمایهگذار به جای مواجهه مستقیم با نوسانات شدید بازار کریپتو، سهمی از یک شرکت با مسئولیت محدود را خریداری میکند که خود بخشی از داراییهای خود را به بیتکوین اختصاص داده است. این سازوکار، نوعی محافظت ضمنی در برابر تصمیمگیریهای هیجانی ایجاد میکند.
اقدام کاردون میتواند به عنوان یک آزمایش جدی برای صنعت صندوقهای سرمایهگذاری املاک تلقی شود. اغلب این صندوقها به طور سنتی داراییهای خود را محدود به املاک فیزیکی و اوراق بهادار مرتبط نگه میدارند و ورود به داراییهای دیجیتال برایشان با موانع قانونی و نظارتی همراه است. کاردون اما با ثبت ساختار خود به عنوان یک شرکت با مسئولیت محدود، توانسته از این محدودیتها عبور کند. او استدلال میکند که نگهداری بیتکوین در ترازنامه یک شرکت املاک، نه یک شرط بندی پرخطر، بلکه یک استراتژی مکمل برای حفظ ارزش در برابر تورم است. با توجه به بازدهی پیشبینی شده ۲۲ تا ۳۲ درصدی، این مدل میتواند رقابت جدی برای صندوقهای سنتی ایجاد کند.
ترکیب دو دارایی با مشخصات ریسک متفاوت در یک ساختار واحد، چالشهای خاص خود را به همراه دارد. بیتکوین به دلیل نوسانات شدید شناخته شده است، در حالی که املاک معمولاً از نقدشوندگی پایینتر اما ثبات بیشتری برخوردارند. کاردون برای مدیریت این ناهماهنگی، جریان نقدی حاصل از اجاره را به عنوان منبع اصلی خرید بیتکوین در نظر گرفته است. به این ترتیب، حتی اگر قیمت بیتکوین دچار افت مقطعی شود، دارایی زمینهای یعنی مجتمعهای مسکونی همچنان درآمدزایی میکنند. این طراحی باعث میشود که شرکت مجبور نباشد در شرایط نامناسب بازار، بیتکوین خود را بفروشد و میتواند صبورانه منتظر بازیابی قیمت بماند. با این حال، سرمایهگذاران این صندوقها باید توجه داشته باشند که نوسانات پرتفوی نهایی آنها به مراتب بیشتر از یک صندوق خالص ملکی خواهد بود.
برنامه بلندپروازانه کاردون کپیتال برای تملک ۱۰ هزار واحد بیتکوین، این شرکت را در زمره معدود صندوقهای املاکی قرار میدهد که چنین هدف صریح و کمّی را برای انباشت یک دارایی دیجیتال اعلام کردهاند. نکته قابل تأمل آنکه این هدف صرفاً یک آرزوی تبلیغاتی نیست، بلکه با یک جدول زمانی مشخص و مکانیزم تأمین مالی شفاف همراه شده است. کاردون در سخنرانی خود در کنفرانس کانسنس ۲۰۲۶ تصریح کرد که قصد دارد تا پایان سال ۲۰۲۶ به مرز ۳۰۰۰ بیتکوین دست یابد و سپس با شتاب بیشتری مسیر رسیدن به ۱۰ هزار واحد را طی کند. این اعداد وقتی معنا پیدا میکنند که بدانیم شرکت تا ژانویه ۲۰۲۵ حدود ۱۰۰۰ بیتکوین در اختیار داشته و با خریدهای اخیر، این رقم را به مرز ۱۴۰۰ واحد نزدیک کرده است.
اینکه چرا کاردون عدد ۱۰ هزار را به عنوان سقف نهایی انتخاب کرده، ریشه در تحلیل او از نسبت ارزش بازار بیتکوین به کلاسهای دارایی سنتی دارد. از نگاه او، بیتکوین با عرضه محدود ۲۱ میلیون واحدی، در بلندمدت رفتاری مشابه داراییهای کمیاب مانند زمین در مناطق نخست شهری خواهد داشت. او استدلال میکند که با تداوم سیاستهای پولی انبساطی در آمریکا و افزایش نقدینگی جهانی، قیمت بیتکوین طی یک دهه آینده میتواند چندین برابر شود. در چنین سناریویی، داشتن ۱۰ هزار بیتکوین در ترازنامه شرکت، ارزشی معادل دهها میلیارد دلار خواهد داشت و کاردون کپیتال را به یکی از بزرگترین هولدرهای نهادی این دارایی تبدیل میکند. این محاسبات اگرچه بلندپروازانه به نظر میرسد، اما با منطق «خرید در کف و نگهداری بلندمدت» که کاردون از آن پیروی میکند، همخوانی کامل دارد.
نکته کلیدی در تحقق این هدف، پایداری جریان نقدی حاصل از مجتمعهای مسکونی است. کاردون کپیتال مالک هزاران واحد آپارتمانی در مناطق مختلف آمریکاست و درآمد اجاره این املاک، منبع اصلی تأمین مالی خریدهای بیتکوین را تشکیل میدهد. برآوردها نشان میدهد که این شرکت سالانه چند ده میلیون دلار جریان نقدی مازاد تولید میکند که بخش قابل توجهی از آن میتواند صرف خرید بیتکوین شود. با فرض تداوم این روند و عدم وقوع بحران جدی در بازار مسکن، رسیدن به ۳۰۰۰ بیتکوین تا ۲۰۲۶ کاملاً در محدوده امکان قرار دارد. اما رسیدن به ۱۰ هزار واحد نیازمند عوامل دیگری از جمله رشد قابل توجه درآمدهای اجاره، جذب سرمایهگذاران جدید از طریق صندوقهای ترکیبی، و احتمالاً استفاده از اهرم مالی است. کاردون خود بارها تأکید کرده که این هدف نهایی یک برنامه پلکانی بلندمدت است و نه یک وعده فوری.
قیمت بیتکوین نقش تعیینکنندهای در سرعت تحقق این اهداف ایفا میکند. زمانی که قیمت پایین است، شرکت با همان جریان نقدی ثابت، واحدهای بیشتری خریداری میکند و مسیر انباشت سریعتر طی میشود. در مقابل، رشد جهشی قیمت میتواند خرید را برای شرکت گرانتر کند و سرعت انباشت را کاهش دهد، هرچند ارزش داراییهای موجود را به شدت افزایش میدهد. کاردون با آگاهی از این پویایی، استراتژی خود را بر مبنای میانگینگیری هزینه به دلار طراحی کرده است؛ یعنی خرید منظم و فارغ از نوسانات لحظهای. بنابراین، اگر بیتکوین در سالهای آینده دورههای رکودی را تجربه کند، ممکن است کاردون کپیتال حتی زودتر از موعد به اهداف خود برسد. بازار کریپتو ذاتاً غیرقابل پیشبینی است و همین ویژگی موجب میشود که برنامه بلندمدت کاردون همواره با درجهای از عدم قطعیت همراه باشد، اما مدل درآمدزایی پایدار او از املاک، یک بالشتک محافظتی قابل اتکا برای این مسیر فراهم کرده است.
مدلی که کاردون کپیتال برای صندوقهای سرمایهگذاری خود طراحی کرده، فراتر از یک محصول مالی ساده عمل میکند و نوعی معماری حقوقی-مالی را به نمایش میگذارد که در آن بیتکوین و املاک درون یک شرکت با مسئولیت محدود ادغام میشوند. این ساختار به سرمایهگذاران اجازه میدهد بدون آنکه نیاز به باز کردن حساب در صرافیهای کریپتو یا مدیریت کیف پول دیجیتال داشته باشند، در معرض نوسانات بیتکوین قرار بگیرند. صندوق «۱۰X میامی ریور بیتکوین» که در مه ۲۰۲۵ راهاندازی شد، نمونه بارز این رویکرد است؛ در این صندوق، یک مجتمع ۳۴۶ واحدی در کنار رودخانه میامی با ۱۵ میلیون دلار بیتکوین ترکیب شده و بخشی از درآمد اجاره نیز به خرید بیشتر این ارز دیجیتال اختصاص مییابد. این ساختار دوگانه، مرز میان دارایی فیزیکی و دیجیتال را به گونهای کمرنگ میکند که سرمایهگذار نهایی صرفاً مالک سهمی از یک نهاد واحد است.
نحوه گردش سرمایه در این صندوقها از یک الگوی حلقهوار پیروی میکند که پایداری آن تا حد زیادی به عملکرد بازار مسکن وابسته است. ابتدا، مجتمعهای مسکونی تحت مالکیت صندوق، درآمد اجاره ماهانه تولید میکنند. سپس، بخش مازاد این جریان نقدی – پس از کسر هزینههای عملیاتی و تعهدات مالی – به جای توزیع میان سرمایهگذاران یا خرید ملک جدید، مستقیماً به خرید بیتکوین اختصاص مییابد. بیتکوین خریداریشده نیز به داراییهای صندوق اضافه میشود و در ترازنامه ثبت میگردد. این چرخه باعث میشود که ارزش کل صندوق هم از طریق افزایش قیمت املاک و هم از رشد احتمالی قیمت بیتکوین تقویت شود. نکته مهم آنکه برخلاف صندوقهای سنتی که در صورت کمبود نقدینگی مجبور به فروش دارایی میشوند، این ساختار به لطف درآمد اجارهای مستمر، نیازی به فروش بیتکوین در بازار نزولی ندارد.
یکی از جنبههای قابل تأمل در طراحی این صندوقها، هدفگیری سرمایهگذارانی است که پیش از این هرگز بیتکوین خریداری نکردهاند. بر اساس اظهارات کاردون، حدود ۸۰ درصد از مشارکتکنندگان در یکی از صندوقهای بیتکوینی این شرکت، سابقه تملک مستقیم این دارایی را نداشتهاند. این آمار نشان میدهد که ساختار حقوقی شرکت با مسئولیت محدود تا چه اندازه توانسته است مانع روانی ورود به بازار کریپتو را کاهش دهد. سرمایهگذار سنتی که سالها فقط با املاک سروکار داشته، اکنون با خرید یک سهم واحد، به طور غیرمستقیم در معرض بیتکوین قرار میگیرد و نیازی به یادگیری مفاهیمی مانند کلید خصوصی، کارمزد شبکه یا نوسانات لحظهای ندارد. این سادگی، به ویژه برای سرمایهگذاران محافظهکاری که از پیچیدگیهای فناوری بلاکچین هراس دارند، جذابیت بالایی ایجاد کرده است.
صندوقهای سرمایهگذاری املاک سنتی معمولاً با محدودیتهای قانونی و نظارتی برای ورود به داراییهای دیجیتال مواجه هستند و به ندرت بیتکوین را مستقیماً در ترازنامه خود نگهداری میکنند. کاردون با ثبت صندوقهای خود به عنوان شرکت با مسئولیت محدود و نه صندوق سرمایهگذاری ملکی، توانسته از این محدودیتها عبور کند. این تفاوت حقوقی به او اجازه میدهد که بیتکوین را به عنوان بخشی از داراییهای شرکت نگهداری کند بدون آنکه ملزم به رعایت مقررات خاص صندوقهای ملکی باشد. او این مدل را نه یک شرطبندی پرخطر، بلکه پوششی در برابر تورم و کاهش ارزش پول نقد توصیف میکند. با این حال، سرمایهگذاران باید توجه داشته باشند که نوسانات پرتفوی نهایی صندوقهای کاردون به دلیل حضور بیتکوین، به مراتب بیشتر از یک صندوق خالص ملکی خواهد بود و این ویژگی ذاتاً ریسک بالاتری را به همراه دارد.
گذار از بازارهای سنتی به داراییهای دیجیتال همواره با موانع روانی و عملیاتی همراه بوده است، اما مدل ترکیبی که گرنت کاردون در پیش گرفته، نشان میدهد که میتوان این شکاف را با طراحی ساختارهای مالی نوین پر کرد. آنچه در استراتژی کاردون کپیتال بیش از حجم خریدها اهمیت دارد، معماری حقوقی و مالی است که به سرمایهگذاران محافظهکار اجازه میدهد بدون مواجهه مستقیم با پیچیدگیهای بازار کریپتو، در معرض بیتکوین قرار گیرند. این رویکرد، مفهوم سنتی صندوقهای سرمایهگذاری املاک را به چالش کشیده و مرز میان دارایی فیزیکی و دیجیتال را در قالبی واحد بازتعریف کرده است. نکته محوری در این مدل، استفاده از جریان نقدی پایدار حاصل از اجاره املاک به عنوان منبع تأمین مالی خریدهای بیتکوین است که نه تنها وابستگی به نوسانات بازار را کاهش میدهد، بلکه انضباط سرمایهگذاری بلندمدت را نیز تضمین میکند.
ثبت صندوقهای سرمایهگذاری به شکل شرکت با مسئولیت محدود، وجه تمایز اصلی مدل کاردون از صندوقهای ملکی سنتی است. این ساختار حقوقی امکان نگهداری مستقیم بیتکوین در ترازنامه را بدون مواجهه با محدودیتهای نظارتی رایج فراهم کرده است. سرمایهگذاران نهایی که عمدتاً از بازار املاک وارد میشوند، به جای خرید مستقیم ارز دیجیتال، سهمی از موجودیتی را خریداری میکنند که خود بخشی از داراییهای خود را به بیتکوین اختصاص داده است. این واسطهگری نهادی، بار روانی تصمیمگیری در یک بازار پرنوسان را از دوش سرمایهگذار برمیدارد و او را از یادگیری مفاهیمی مانند کلید خصوصی، کیف پول دیجیتال و نوسانات لحظهای معاف میکند. به این ترتیب، سرمایهگذار سنتی که سالها فقط با املاک سروکار داشته، با یک گام ساده وارد دنیای داراییهای دیجیتال میشود.
موفقیت این مدل در گرو پایداری جریان نقدی حاصل از مجتمعهای مسکونی است. درآمد اجاره ماهانه، پس از کسر هزینههای عملیاتی، به جای توزیع میان سرمایهگذاران یا خرید املاک جدید، مستقیماً به خرید بیتکوین اختصاص مییابد. این چرخه حلقهوار باعث میشود که ارزش صندوق هم از طریق افزایش قیمت املاک و هم از رشد احتمالی بیتکوین تقویت شود. نکته حیاتی آنکه برخلاف صندوقهای سنتی که در کمبود نقدینگی مجبور به فروش دارایی میشوند، این ساختار به لطف درآمد اجارهای مستمر، نیازی به فروش بیتکوین در بازارهای نزولی ندارد. طراحی استراتژی بر مبنای میانگینگیری هزینه به دلار نیز از تصمیمگیریهای هیجانی جلوگیری کرده و شرکت را قادر میسازد صبورانه منتظر بازیابی قیمت بماند. با این حال، حضور بیتکوین در پرتفوی نهایی، نوسانات را به مراتب فراتر از یک صندوق خالص ملکی افزایش میدهد.
هدفگذاری برای تملک ده هزار بیتکوین در افق بلندمدت، تصویری روشن از جسارت سرمایهگذاران نهادی در حوزه داراییهای دیجیتال ارائه میدهد. این برنامه با جدول زمانی مشخص و مکانیزم تأمین مالی شفاف همراه شده است که آن را از آرزوهای تبلیغاتی متمایز میکند. منطق اقتصادی پشت این هدفگذاری به تحلیل نسبت ارزش بازار بیتکوین به داراییهای سنتی و انتظار رشد بلندمدت قیمت بازمیگردد. اما تحقق این هدف صرفاً به جریان نقدی املاک وابسته نیست و نیازمند عواملی مانند جذب سرمایهگذاران جدید از طریق صندوقهای ترکیبی و احتمالاً استفاده از اهرم مالی است. سرعت انباشت نیز تحت تأثیر قیمت بیتکوین قرار دارد؛ در بازارهای نزولی، شرکت با همان جریان نقدی واحدهای بیشتری خریداری میکند و مسیر انباشت سریعتر طی میشود. ذات غیرقابل پیشبینی بازار کریپتو، همواره درجهای از عدم قطعیت را بر این برنامه تحمیل میکند، اما مدل درآمدزایی پایدار از املاک، بالشتک محافظتی قابل اتکایی برای این مسیر فراهم کرده است.
ساختار حقوقی شرکت با مسئولیت محدود، مانع روانی ورود سرمایهگذاران سنتی به بازار کریپتو را کاهش داده است.
چرخه تأمین مالی از طریق درآمد اجاره، استقلال نسبی از نوسانات قیمت بیتکوین را فراهم میکند.
نوسانات پرتفوی نهایی به دلیل حضور بیتکوین، ذاتاً از صندوقهای خالص ملکی بیشتر است.
افق بلندمدت انباشت، نیازمند تداوم جریان نقدی و جذب سرمایهگذاران جدید خواهد بود.